تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
پس اگر معنى حقيقى على را قصد كند معنى چنين مىشود كه گذشتم هم چنان كه مىگويند قلم كشيدم بر سر اين حساب و يا بر سر اين متاع كه اشاره باشد بر اين كه از او دست برداشتم و منتقل به تو كردم . و در من قصد نمايد كه گذشتم و ابتداء گذشتن من از اين متاع است و انتهاء وى [ آن ] آن عوض معيّن يعنى گذشتم از اين متاع به سوى آن عوض . و جايز است به عوض « صالحتك » « سالمتك » بگويد و امّا « نقلت إليك » پس جايز نيست زيرا ( 1 ) كه « سالمتك » را در كتب لغت تفسير به « صالحتك » فرموده‌اند . و اگر بىعوض باشد ( 2 ) چنين بگويد : « صالحتك عن هذا المتاع » .
شرح
( 1 ) اين علة صحة سالمتك است بدل صالحت و در اين كلام بحسب ظاهر تقدير و تأخير اتفاق افتاده از كاتب يا از مصنّف تأمّل . شرح وجه تأمل آن است كه مصنّف بايست فقره زيرا كه الخ را بعد از فقره و جايز است بعوض صالحت سالمتك بگويد جهت آن كه علَّت صحّت او است نه اين كه علَّت فقرهء و امّا نقلت إليك آه است و لكن ممكن است كه فقره در اما نقلت إليك آه ، جمله معترضه بوده باشد . عبد الرحيم ره . ( 2 ) و مصالحه بلا عوض را در جاى ابراء صلح حطيطه مىگويند و آن چه از كلمات علماء فهميده مىشود اين است كه حقى را كه مخاطب به او اقرار دارد و شخصى مصالحه كند كه بعضى گذشت او بشود و بعض ديگر را بدهد و اين هم راجع است به معاوضه كه اين قدرى از حقّ خود اسقاط مىكند ( مىنمايد خ ل ) و گذشت مىنمايد ( مىكند خ ل ) كه مخاطب ما بقى را بلا نزاع يا بدون تأخير بدهد و در جاى هبه بايد بگويد صالحتك على ان يكون لك هذا المتاع و در عاريه صالحتك على ان يكون لك منافع هذه الدار إلى سنة و در اجاره صالحتك على منافع هذه الدار إلى سنه بكذا و هكذا فتأمّل . شرح