تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ضعيف است و حقّ آن است كه احتياج به تقدير نزاع نيست . و مثل مصالحه است . مسالمه و چون مجرّد هر دو لازم است ، پس ( 1 ) اينها نيز لازم هستند نه متعدّى . و قول صاحب مغنى به اين كه الف باب مفاعله نيز از حروف تعديه است و از اين جهت جالستك به معنى هم نشين شدم ترا استعمال شده ، نادر است با وجود اين كه تعديهء وى [ آن ] نيز بنا بر اين است ، كه به معنى هم نشينى خود گردانيدم ترا ، باشد نه به معنى همنشين شدم ترا . و مقتضاى ( 2 ) اصل ، ثانى است بلى چون كه اجماعى اماميّه است كه عقد مصالحه از عقود ناقله است ، پس بايد معنى نقل در وى [ آن ] اعتبار
شرح
( 1 ) اين تفريع درست نيست از جهة اين كه از لازم بودن مجرّد فعل لازم نمىآيد كه مزيد آن لازم باشد و حال آن كه ابن حاجب و ساير اهل عربيه تصريح كرده‌اند بحصول تعديه باب مفاعله به اين طور كه وضع آن اين است كه يكى بكند با ديگرى يا بر ديگرى آن چه را آن ديگرى با او بكند و از اين جهت اگر اصل آن لازم است پس در مفاعله متعدّى بسوى يك مفعول بشود مثل جالستك و اگر متعدّى بسوى يك مفعول است پس در مفاعله متعدّى بسوى دو مفعول مىشود مثل جاذبتك الثوب اگر چه گاهى به قرار سابق هم مىماند مثل ضاربت زيدا و قول صاحب مفتى هم صحيح است و اكثر اين قول را قائل هستند اين قول را نادر گفتن معنى ندارد و در معنى تعديه ، هم نشين شدم هم صحيح است اى صرت جليسك معنى هم نشين گردانيدم تو را باطل است زيرا كه معنى تعديه بسوى دو مفعول است . و مفعول دوّم محذوف است . يعنى هم نشين گردانيدم تو را با خود يا با ديگرى اى جعلتك مجالسى او مجالس عمرو ، مثلا . شرح ( 2 ) يعنى مقتضاى قاعده معنى ثانى است كه معنى لازم است نه معنى اوّل تا متعدّى باشد و اين كلام ضعيف است چنانچه در حاشيه بيان فساد آن شده شرح