جانى به قتل و به ساير جنايات را از دست مجنى عليه ، كه گريزاننده را حاكم شرع اجبار مىنمايد كه يا مديون و جانى را احضار نمايد و يا دين و ديهء قتل و يا جنايت ديگر را تسليم مجنىّ عليه نمايد . و چه بسيار مردم از اين معنى غفلت دارند . و سعىها مىكنند كه قاتلين و مديونين را بگريزانند و نمىدانند كه ضامن مىشوند و در روز قيامت صاحب حقّ مطالبه مىنمايد و در دنيا نيز بعد از مردن مثل ساير ديون ، حلول در تركه مىكند و كار را بر وارث مشكل مىكند .
و بايد دانست كه كفالت مكروه است . و دور نيست كه ضمانت نيز مكروه باشد . هشتم از عقود لازمه مصالحه است .
و صلاح به كسر صاد نيز به معنى او [ آن ] است و هر دو مصدر باب مفاعله هستند .
و صلح بضمّ صاد ، اسم همين مصدر است و به معنى سلم نيز آمده است ، كه به معنى آشتى است ( 1 ) هم مذكَّر مىآيد و هم مؤنّث .
شرح
شارع مقدّس فعل را بدل قول قرار داده و مىتوان گفت اين داخل تحت قاعده ضرر است ، كه شارع ( ع ) فرموده لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام ، يا داخل تحت قاعده اتلاف است كه من اتلف مال احد فهو له ضامن و مسأله حيلوله هم راجع به اينها است . شرح
( 1 ) قوله كه به معنى آشتى است آه : مراد آشتى عرفى است مثل اين كه دو نفر با يكديگر دعوا كرده باشند در ميان ايشان آشتى بدهى كه مثلا روى يكديگر [ را ] ببوسند و رفع نقار شود و الَّا صلح شرعى با عقد مصالحه هم آشتى است . و بعبارة اخرى