95 . سپس ، همانطور كه گفتهاند ، مىگوييم كه مقدّمهء تجربى نيز ذاتا ضرورى نيست ، زيرا تجربه عبارت است از : حكم بر يك موضوع به سبب تكرار وجود آن موضوع نزد تجربهگر به صورت غالب يا دايم . و اين حكم از آنجا كه دايمى يا غالبى است اين علم را به دنبال دارد كه وقوع اين موضوع ناشى از سبب است و اتّفاقى نيست ، زيرا آنچه اتّفاقى است قطعا دايمى يا غالبى نيست ، و چون ناشى از سبب است ، هرگاه اين سبب عام باشد و موضوع و غير آن را شامل شود ، حكم نيز عام خواهد بود ، امّا حكم به اين موضوع اختصاص دارد ، پس از سبب مختص به اين موضوع ناشى مىشود ؛ و اگر يكى از اين مقدّمات عام مرتفع شود تجربه صورت نمىبندد ، پس مقدّمهء تجربى در ضرورت خود بر اين قياس متوقف است و ذاتا ضرورى نيست ، و مطلوب ما همين است . 35
96 . از تمام مطالب گذشته معلوم مىشود كه مقدّمات ضرورى غير اوّلى به مقدّمات اوّلى برمىگردند و به آن منتهى مىشوند ، و روشن شد كه هرمقدّمهء نظرى به مقدّمات اوّلى بازگشت مىكند .
برهان ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٧