92 . همچنين روشن شد كه احكام مادى 34 براى موضوعات خود با حدس حاصل مىشوند ، زيرا چنانكه گذشت ، احكام مادى به حسّ منتهى مىشوند ، و حسّ بر آنچه مىيابد در آن حال حكم مىكند ، پس در حكم بر عدم وجود موضوع ديگرى غير از آن ، ناچار بايد از حدس استفاده شود .
93 . همچنين روشن شد همانطور كه در مقدّمات علمى حدس وجود دارد ، در مقدّمات « ظنّى » نيز ، هرگاه مقدّمات ظنّى باشد ، حدس وجود دارد .
94 . سپس مىگوييم ، همانطور كه گفتهاند ، متواترات ذاتا ضرورى نيستند ، زيرا مقدّمهء متواتر آن است كه ، علم به اخبار گروهى را ايجاب مىكند كه عادتا هماهنگى آنها بر دروغ ممتنع است و افعال [ انسان ] بر حسب اختلاف انگيزهها و اتّفاق آنها متّفق و مختلف است ، و انگيزهها به طبايع و عادات منتهى مىشوند و عادات نيز به طبايع مىانجامند و هر قدر تعداد آدميان بيشتر شود اختلاف در انگيزهها و در افعال آنان بيشتر است ، و تمام اين مطالب از تجربه به دست مىآيد ؛ هرچند عقل مجرّد با صرف نظر از تجربه ، عدم اختلافات را انكار نكند . پس هرگاه اخبار ، به رغم اختلاف انگيزهها ، يكسان باشند ، قطعا از غير انگيزه ، كه عبارت از حسّ صادق است ، صادر شدهاند . از اينجا معلوم مىشود كه مقدّمهء متواتر ذاتا غيرضرورى است ، و به تجربه منتهى مىشود ، و تجربه نيز به اوّليات استناد دارد . اين بود مطلوب ما . و تواتر در مقدّمات محسوس جريان دارد .
برهان ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٦