بايد هردو مقدّمه ضرورى باشند يا اينكه در نهايت به ضروريات منتهى شوند . بهطور كلى لازم است كه به ضروريات منتهى شوند ، زيرا در غير اينصورت تسلسل لازم مىآيد و علم حاصل نمىشود ، و اين خلف است .
85 . از آنجا كه بدون اين دو مقدّمه حدس محال است ، و اين دو مقدّمه در ثبوت حدس براى حصول حكم كافى هستند ، بنابراين مانند قياس استثنايى انفصالى مرتّب مىشوند كه در آن نقيض تالى استثنا مىشود ؛ به اين ترتيب كه مىگوييم : « الف ب است » و « ج د است » به « ه ز است » ، يا به غير آن مستند است ، امّا تالى باطل است ، پس مقدّم حقّ است . پس مقدّمهء حدسى به قياس استثنايى خفى و غير معلوم به علم تفصيلى مستند است ، و گرنه حدس اجمالا معلوم نمىشود و علم به حاصل نمىآيد .
86 . معلوم است كه مقدّمات مقدّمهء حدسى ، تا بىنهايت به صورت حدسى ادامه نمىيابد ، بلكه يا به مقدّمهء اوّلى ، يا تجربى يا تواترى يا جز آنها منتهى مىشود ، و همهء اين مقدّمات در نهايت به مقدّمهء اوّلى منتهى مىشوند ؛ و اين بود مطلوب ما .
87 . امتناع موجود در قضيّهء ضروريه ، يعنى اين سخن ما كه ، استناد « الف ب است » و « ج د است » به غير « ه ز است » ممتنع است ، يا از جهت امكان موجود در قضيهء ممكنه است ؛ يعنى در اين سخن كه گفتيم : ممكن است « الف ب است » و « ج د است » به
برهان ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٤