دايره را مستدير و گاهى دايره را كج مىبينيم ، و دو خطّ موازى را در دور دست ، متقارب و در نهايت متّصل مىيابيم ، و مثلا يك چيز معين را هرقدر به چشم ما نزديك شود بزرگتر ، و هر قدر از چشم ما دور گردد كوچك مىبينيم ، و اگر يك شعاع زياد امتداد يابد سمت چپ را راست و سمت راست را چپ احساس مىكنيم و پايين را بالا و بالا را پايين مىيابيم و ساكن را متحرك و متحرك را ساكن درك مىكنيم و چيزهاى بسيار ديگرى از اين قبيل ، كه اقليدس در كتاب مناظر بر آنها برهان اقامه كرده ، و ابن هيثم در كتاب خود دربارهء مناظر و مرايا تعداد زيادى از اشتباهات مبصرات مستقيم و منعكس را برشمرده است . همچنين چشم داراى اشتباهات ديگرى است كه از دو صناعت سيميا و شعبده به دست مىآيد . همچنين اعتقاد داريم كه صداى شنيده شده عينا آن چيزى است كه حادث مىشود ؛ و در مورد صدا و هرصوت منعكس و در مورد بانگها اشتباه مىكنيم ؛ و در بسيارى از چيزها به خاطر اختلاف مزاج در قواى بساوايى و چشايى و بويايى اشتباه مىكنيم ، و در مورد هرآنچه مىيابيم اعتقاد داريم كه در خارج يافتهايم ، در صورتى كه در حسّ مشترك يافتهايم ؛ يا در مورد چنين چيزهايى ، اگر برهان وجود آنها را اثبات نكند ، شك مىكنيم ، و چهبسا گرسنگى كاذب ، تشنگى كاذب و درد كاذب را به غلط در خود مىيابيم ، و امثال اين اشتباهات براى حسّ زياد اتّفاق مىافتد . پس احكام محسوس ، ضرورى بالذّات نيستند . با اين حال به
برهان ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٠