70 . سوم ، قضاياى محسوس با حسّ ظاهر ، مانند « عسل شيرين است » يا قضاياى محسوس با حسّ باطن كه وجدانيات ناميده مىشود ، مانند « ما داراى اراده و علم و شوق هستيم » .
71 . چهارم ، حدسيّات ، و آن قضايايى است كه به كمك حدس تصديق مىشوند ، مانند « نور ماه از خورشيد است » .
72 . پنجم ، متواترات ، و آن قضايايى است كه با اخبار گروهى كه عادتا توافق آنها بر دروغ ممتنع است مورد تصديق واقع مىشوند ، مانند « مكّه موجود است » و « در غرب كشورى وجود دارد » .
73 . ششم مجرّبات ، و آن قضايايى است كه با تجربه و تكرار بر حسّ ، مورد تصديق واقع مىشوند ، مانند « فلان شىء مركّب داراى فلان خاصيت است » . اين است اقسام ششگانهء ضروريات .
74 . دوم : 25 هرقضيهء ضرورى غير اوّلى به قضيهء ضرورى اوّلى منتهى مىشود ، زيرا در قضيهاى كه در حقيقت ضرورى است ؛ يعنى به حيثيتى است كه اگر ارتفاع هرتصديق غير آن را ، كه از آن نتيجه مىشود ، فرض كنيم آن تصديق به حال خود باقى خواهد ماند ، [ در اين نوع قضيه ] تصديق دو حالت دارد : يا صرف تصور طرفين براى تصديق آن كفايت مىكند ، يا كفايت نمىكند . در صورت اوّل آن تصديق تصديق اوّلى است ؛ و در صورت دوم يا چيز ديگرى از جنس تصديق مورد نياز است يا چيز ديگرى غير از جنس تصديق مورد نياز است ، كه در صورت اوّل ، بنابر آنچه در فصل گذشته گفتيم ، لازم مىآيد كه قضيهء
برهان ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٧