تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
75 . امّا تفصيل سخن چنين است : همان‌طور كه گفته‌اند مقدّمات فطرى ضرورى بالذّات نيستند ، زيرا اگر ارتفاع قياس‌هاى موجود در آن را فرض كنيم ، امكان ترديد در آن به‌وجود مىآيد ، بنابراين « فطريات » ضرورى بالذّات نيستند . 76 . مقدّمات اين نوع قياس‌ها يا به مقدّمات غير فطرى منتهى مىشوند يا به چنين مقدّماتى منتهى نمىشوند و بنابر شقّ دوم ، تسلسل لازم مىآيد كه محال است و بنابر شقّ اوّل ، يا به مقدّمات اوّلى منتهى مىشوند يا به مقدّمات اوّلى منتهى نمىشوند ، ولى ، چنان‌كه گذشت ، به مقدّمات اوّلى مىانجامند . هم‌چنين مؤيّد اين مطلب اين است كه مقدّمهء غير اوّلى يا محسوس است يا غير محسوس . امّا محسوس بودن آن محال است ، زيرا اين امكان هست كه حسّ به طرفين واقع شود بدون اين‌كه چيز سومى را شامل گردد . همين‌طور است متواتر و مجرّب و حدسى ، زيرا هريك از اين‌ها ، چنان‌كه خواهد آمد ، از قياس‌هايى حاصل مىشوند كه فطرت از آن‌ها غافل است ، و از اين‌جا آشكار مىگردد كه قياس خفىّ موجود در مقدّمهء قضاياى فطرى از اوّليات تأليف مىشود . 77 . همان‌طور كه گفته‌اند : مقدّمات محسوس ضرورى بالذّات نيستند ، و من در بيان اين مطلب مىگويم : اگر اين مقدّمات بالذّات ضرورى بودند ، شكّ در آن‌ها يا تصديق نقيض آن‌ها ممتنع مىبود ، حال آن‌كه ما چه‌بسا در محسوسات اشتباه مىكنيم ، مانند اين‌كه ما گاهى