53 . سپس [ ارسطو ] بعد از چند سطر چنين ادامه مىدهد : 15 چون بيان اين مطلب به صورت يكى از اشكال سهگانه است ، بنابراين يا به صورت شكل اوّل است ، همانطور كه در بالا مثال اين شكل را مطرح كرديم ، كه در اينصورت در هرحال واجب است اگر وسايطى كه در كبريات سالبه حدّ وسط قرار مىگيرند به بىنهايت ميل كنند ، موجبات غيرمتناهى حاصل شوند ؛ به اين طريق كه از هرسالبه يك موجبه و يك سالبه با هم نتيجه شوند ، سپس از هرموجبه قضاياى موجبه نتيجه شود ؛ و در مورد قضاياى موجبه [ قبلا ] بيان كرديم كه آنها بايد متناهى باشند .
54 . پس وقتى كه حدود موجبهء لازم براى آخرين [ قضيهء ] صغرى امكان ندارد كه بين دو حد ، غير متناهى باشد روشن مىشود كه آنچه از نظر عددى از حدود [ قضاياى ] كبراهاى عالى سالبه بر آن افزوده نمىشود ، نيز متناهى است . 16
55 . اگر شكل قياس ، شكل دوم باشد باز مطلب از همين قرار است ، زيرا هرچند در اين شكل ضرورت ندارد كه قضيهء موجبه عينا صغرى قرار گيرد ، با اين حال ناگزير بايد در هرقياسى مقدمهء موجبه وجود داشته باشد . 17
56 . امّا در شكل سوم قضيهء موجبه در هرحال متعيّن است . پايان سخن ارسطو به نقل از شيخ . 18
57 . شكل چهارم را ذكر نكرده ؛ زيرا آن را يك شكل على حده و جداگانه به حساب نياورده و به جهت دور بودن اين شكل از طبع به آن
برهان ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١