تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
محمول محمول آن و همين‌طور تا آخر صعود كند ، و چه‌بسا در موضوعات يك محمول معين ، مانند موضوع آن و موضوع موضوع آن و همين‌طور تا آخر نزول كند . و چه‌بسا در وسايط محصور بين موضوع و محمول قضيه جريان يابد ، بنابراين مىگوييم : وسايط بين دو حدّ ايجاب مثلا در اين قضيه كه : هر « ب » « الف » است . متناهى است . در اين مثال وسايط بين « الف » و « ب » متناهى است ، و اين وسايط عبارت از اشيايى است كه « الف » بر هريك از آن‌ها حمل مىشود و هر يك از آن‌ها بر « ب » حمل مىشوند ، و بعضى از آن‌ها به ترتيب بر بعضى ديگر حمل مىشود ، و اين امر بدين جهت است كه اگر اين وسايط ، نامتناهى باشند ، بايد هرگاه از طرف « ب » شروع كنيم و به ترتيب بالا رويم يا از طرف « الف » شروع كنيم و به ترتيب پايين برويم هرگز به طرف دوم نرسيم ؛ و در اين‌جا فرق نمىكند كه بعضى از آن‌ها را به ترتيب و بدون واسطه اخذ كنيم ، يا بعضى را اخذ كرده و بعضى ديگر را ، كه بين آن‌هاست ، كنار بگذاريم ، يا همهء آن‌ها را بدون ترتيب اخذ كنيم كه در هرحال ، تا بىنهايت واسطه خواهيم داشت و كلام در هريك از اين موارد يكسان است ، زيرا هرگاه ما از حدّى شروع كنيم به حدّ ديگر نمىرسيم ، چون حدّى وجود ندارد و بين اين‌كه گفته شود اين سلسله نامتناهى است و اين‌كه گفته شود حدّى وجود ندارد فرقى نيست ؛ همان‌طور گفتن اين‌كه سلسله داراى حدّ است با گفتن اين‌كه سلسله از نظر سير ، متناهى است يكسان است .
برهان ( فارسى ) — صفحة 50 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى