تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مثال ، عقيدهء قدما اين بود كه رعد حاصل خاموش شدن آتش در ابر است . اگر بخواهيم اين پديده ، يعنى رعد را با بيان علّى تبيين كنيم ؛ يعنى در مورد آن برهانى اقامه كنيم ، سه حدّ خواهيم داشت : نخست ابر ، سپس علت اين پديده ، يعنى « خاموش شدن آتش در ابر » و سرانجام خود پديده ، يعنى « حدوث صوت » ؛ و برهان را اين‌گونه اقامه خواهيم كرد : ابر رطوبتى است كه آتش در آن خاموش شده است ، هررطوبتى كه آتش در آن خاموش شود صوت در آن حادث شود ؛ پس در ابر صوت حادث مىشود . سپس برهان ديگرى مىآوريم ، برهانى كه نتيجهء برهان بالا ، كه در آن برهان معلول است ، در اين برهان صغرى قرار داده مىشود : در ابر صوت حادث مىشود ، هرصوتى كه در ابر حادث شود رعد است ؛ پس در ابر رعد حادث مىشود . پس در اين دو برهان حدّ اصغر ، رعد است ، كه در نتيجهء برهان دوم مىآيد ، و حدوث صوت حدّ اكبر است ، كه در نتيجهء برهان اول مىآيد و خاموش شدن آتش حدّ اوسط ( - علت ) است . چنان‌كه مىبينيم ترتيب اين سه حدّ در برهان چنين است : نخست علت ، يعنى خاموش شدن آتش مىآيد ، و دوم حدوث صوت ، و سرانجام رعد . حال اگر بخواهيم رعد را تعريف كنيم ، اگر سه حدّ مذكور را برعكس ترتيب بالا بياوريم به تعريف و حدّ رعد دست يافته‌ايم : « رعد عبارت است از : حدوث صوت در ابر به سبب خاموش شدن آتش در آن . » ( اين مثال را از برهان شفاء ، بندهاى 712 و 713 ، ص 436 - 437 برگرفته‌ام ) . * ( 85 ) . زيادت حدّ بر محدود ، از بحث‌هايى است كه در مورد « حدّ » صورت مىگيرد . در بسيارى از حدود و تعريفات ما ناچار چيزى را در تعريف اخذ مىكنيم كه در ماهيّت محدود داخل نيست ، كه اين امر را زيادت حدّ بر محدود مىنامند ؛