تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
موضوع در اين دو علم متفاوت باشد . اگر دو علم از نظر موضوع متباين باشند نقل برهان از يكى به ديگرى امكان نخواهد داشت ، « به همين دليل به‌طور مثال هندسه دان نمىتواند اين مسألهء را مطرح كند كه آيا دربارهء اضداد علم واحدى وجود دارد يا نه ؟ زيرا اضداد نه از جملهء موضوعات علم هندسه است نه از عوارض ذاتى يا جنس موضوع هندسه » ( ابن سينا ، برهان شفاء ، ب 304 ، ص 221 ) . * ( 81 ) . ر ك : يادداشت 72 . * ( 82 ) . منظور فصل اخير است ؛ و اگر جنسى فصول متعدد داشته باشد ، فصل اخير جامع جميع خصوصيات آن‌هاست . * ( 83 ) . ابن سينا در رسالهء حدود مىنويسد : « دوستانم از من درخواستند تا حدود چيزهايى را كه مورد خواهش آن‌هاست براى ايشان املا كنم ، ولى من از اين كار تن زدم ، چون مىدانستم كه تعريف ، چه به « حدّ » و چه به « رسم » براى انسان سخت دشوار است و آن كس كه با جرأئت و اطمينان خاطر به اين كار مبادرت مىورزد ، سزاوار است كه به علت نادانى به « حدّ » و « رسم » هاى فاسد برسد . » او آن‌گاه مىگويد : « ما به ناتوانى و قصور خود اعتراف داريم و از آنچه از ما درخواست شده ، خواهان پوزشيم ، چرا كه از اداى حق شايستهء تعريف به « حدّ » و « رسم » قاصريم و در آن از خطا ايمن نباشيم . » او سپس انواع خطاهاى ممكن در اين كار را برمىشمارد ( رسالهء حدود ، ترجمهء محمد مهدى فولادوند ، انتشارات انجمن فلسفه ايران ، 1358 ، ص 17 - 18 ) . * ( 84 ) . حدّ يك شىء و برهان لازم براى اثبات وجود آن ، يعنى برهان لازم براى تبيين علّى وجود آن ، نسبتى با يكديگر دارند ، كه آن را « مشاركت حدّ و برهان » مىنامند . بيان چگونگى اين مشاركت اين است كه وقتى براى تبيين مطلوبى برهانى اقامه مىشود ، اين برهان سه حدّ خواهد داشت : حدّ اصغر و حدّ اوسط و حدّ اكبر . به‌طور