در صورت دوم ، حدّ اوسط اخص از اصغر بايد با حدّ اوسط اخص ديگرى همراه شود تا با اصغر مساوى گردد ، زيرا چنين حدّ اوسطى فقط حصهاى از اصغر را شامل مىشود ( نگ : بالاتر ، يادداشت 66 و متن مربوط به آن ) .
*
( 78 ) . در اينجا مسألهء نقل برهان از علمى به علم ديگر مطرح مىشود . نقل برهان دو اصطلاح دارد :
گاهى منظور اين است كه مطلبى در يك علم بهعنوان مقدّمهء برهان لحاظ شود ، امّا خود اين مطلب نه بيّن باشد و نه در اين علم اثبات گردد ، بلكه برهان آن در علمى ديگر داده شود و در اين علم بدون برهان پذيرفته شود . ( در مورد اصطلاح دوم نگ :
بند بعد ، متن و يادداشت بعد ) .
* ( 79 ) . اصطلاح دوم نقل برهان از علمى به علم ديگر اين است كه وقتى حدّ اوسط اعم از يك علم به علم اخص تخصيص يافت و در مسألهءاى از مسائل علم اخص به كار رفت ، مقدّمات برهان مربوط به اين مسألهء ، در خود اين علم اخص اثبات شوند ، به گونهاى كه فرق برهان مذكور در علم اخص با برهان مربوط به اين حدّ اوسط در علم اعم فقط به عموم و خصوص باشد ، چنانكه اگر تخصيص حدّ اوسط به علم اخص از بين برود برهان مذكور عينا برهان علم اعم شود ؛ به تعبير ديگر ، اصطلاح دوم نقل برهان اين است كه امرى در يك علم بهعنوان مطلوب اخذ شود و سپس با برهانى اثبات شود كه حدّ اوسط آن به يك علم اعم از اين علم مربوط است ؛ بهطور مثال ، در نورشناسى براى تبيين كيفيّت زاويهء ديد مقدّماتى از علم هندسه اخذ مىكنند و آنها را به نورشناسى تخصيص مىدهند ، به گونهاى كه برهان حاصل شده از آنها در نورشناسى ، اگر اين مقدّمات خصوصيتشان را از دست بدهند ، عينا يك برهان هندسى خواهد بود .
* ( 80 ) . نقل برهان تنها در صورتى امكان دارد كه يكى از دو علم تحت علم ديگر باشد ؛ يعنى دو علم موضوع مشترك داشته باشند ، با اين تفاوت كه وجه نظر در اين
برهان ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٣