تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
اين مسأله كه « آيا فلان حركت ضدّ فلان حركت است ؟ » ، يكى از مسائل علم طبيعى است ، و موضوع آن ، يعنى حركت عرض ذاتى ، موضوع علم طبيعى ، يعنى جسم است . 4 . ممكن است موضوع مسألهء علم ، عرض ذاتى نوعى از موضوع علم باشد ؛ به‌طور مثال ، اين مسأله كه « آيا نور خورشيد موجب گرم شدن مىشود ؟ » از مسائل علم طبيعى است ، زيرا خورشيد نوعى از جسم است و بر طبق عقيدهء قدما نور خورشيد عرض ذاتى خورشيد است ، پس موضوع اين مسأله ، يعنى نور خورشيد ، از اعراض ذاتى نوعى از انواع موضوع علم طبيعى ، يعنى عرض ذاتى خورشيد است . پس در اين مثال موضوع مسأله عرض ذاتى نوعى از انواع موضوع علم است . 5 . موضوع مسأله حتى ممكن است از اعراض ذاتى عرض ذاتى موضوع علم باشد ؛ به‌طور مثال ، در اين مسأله كه « آيا زمان بعد از سكون است ؟ » ؛ زمان كه موضوع مسأله است عرض ذاتى حركت است و خود حركت از اعراض ذاتى جسم ، يعنى موضوع علم طبيعى است . در همهء اين مثال‌ها ، همان‌گونه كه مرحوم علّامه قدّس سرّه خاطر نشان كرده است ، در تصور موضوعات اين مسائل از تصور موضوع اصلى علم بىنياز نيستيم . هم‌چنين با توجه به اين مثال‌ها اين نكته نيز روشن مىشود كه موضوع بعضى از مسائل يك علم گاهى اخص از موضوع خود علم و عارض حصه‌اى از آن است ( در مورد مثال‌هاى اين يادداشت نگ : ابن سينا ، برهان شفاء ، ب 266 ، ص 199 ) . * ( 72 ) . محتواى ما شارحه ، عين محتواى ما حقيقيه است ، و به واقع ما شارحه كه بر همهء مطالب مقدّم است قبل از تحقق شىء در نفس الأمر و به تعبير ديگر ، پيش از اثبات وجود شىء پرسيده مىشود ؟ و به همين دليل حتى در مورد چيزهايى كه به واقع نيستند ، مانند ققنوس ، مىتوان مطلب ما شارحه را پرسيد . پاسخ اين « ما » ، پس