به آن تصريح نمىشود . از اينجاست كه اين قانون و مبدأ را « اول اوايل » مىنامند .
*
( 70 ) . هرمطلب نظرى ، ناگزير ، به يك مطلب بديهى بازگشت دارد ، و تمام بديهيات به اين اصل امتناع تناقض ، كه بديهىترين بديهيات است ، بازگشت مىكنند . مفاد اصل امتناع تناقض اين است كه ، « سلب و ايجاب يك شىء واحد ، در زمان واحد ، از يك جهت واحد ، محال است » ؛ به عبارت ديگر ، تمام براهين بر اين اصل اساسى استوار هستند ؛ و از آنجا كه طبق اين اصل در برهانها ، يك طرف « سلب و ايجاب » وضع و طرف ديگر رفع مىگردد ، بنابراين تمام برهانها از طريق استثنا اقامه مىشوند .
* ( 71 ) . گفتيم كه موضوع هرعلمى آن چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتى آن بحث مىشود . بنابراين موضوع مسائلى كه در علم مطرح مىشوند يا عين موضوع علم است يا اينكه از عوارض ذاتى علم يا نوعى از موضوع علم و يا جزئى از آن است ، زيرا مسائل هرعلم به واقع « قضايايى هستند كه محمولات آنها براى موضوع علم ، يا براى انواع آن ، و يا براى عوارض آن ، عوارض ذاتى است » ( ابن سينا ، برهان شفاء ، ب 258 ، ص 194 ) . بنابراين موضوع مسألهء علم چند صورت ممكن است داشته باشد :
1 . ممكن است در كل موضوع علم داخل باشد ؛ يعنى عين موضوع خود علم باشد ؛ بهطور مثال ، اين مسأله كه « آيا جسم تا بىنهايت تقسيمپذير است » ؟ از مسائل علم طبيعى است ، امّا موضوع آن ، يعنى جسم ، عين موضوع علم طبيعى است .
2 . ممكن است موضوع مسألهء يك علم ، نوعى از انواع موضوع خود آن علم باشد ؛ بهطور مثال ، اين مسأله كه « آيا هواى محبوس در زير آب ، طبعا بالا مىرود يا در اثر فشار قاسر ؟ » ، يكى از مسائل علم طبيعى است ، امّا موضوع اين مسأله ، يعنى هوا ، نوعى از موضوع علم طبيعى ، يعنى جسم است .
3 . ممكن است موضوع مسألهء علم عرض ذاتى موضوع علم باشد ؛ بهطور مثال ،
برهان ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٧