تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
دست مىدهند بيشتر آماده هستند آرايشان را بر اساس مشاهدات ناقص عرضه كنند . موضوعى كه فعلا در دست بررسى داريم [ يعنى ، مسألهء مقادير تقسيم ناپذير - م . قوام صفرى ] مىتواند نشان دهد كه چه تفاوت بزرگى بين پژوهش لوگيكوس و پژوهش فوسيكوس وجود دارد . طرفداران يك مكتب [ يعنى افلاطونيان - قوام صفرى ] برآنانند كه مقادير تقسيم ناپذير ، بايد وجود داشته باشند ، زيرا در غير اين‌صورت مثلث ايده‌آل بايد بيش از يكى باشد ، امّا دموكريتوس به نظر مىرسد كه بيشتر به بحث‌هاى مبتنى بر طبيعت اعتماد مىكند . در مورد بحثى بسيار سودمند در باب اختلاف علوم و تمايز آن‌ها از يكديگر به سبب اختلاف موضوعاتشان نگا : برهان شفاء ، فصل 7 از مقالهء 2 ، ب 273 - 300 ، ص 206 - 219 . * ( 68 ) . وجود مبادى و صدق آن‌ها در علوم جزئى به‌عنوان اصل موضوع مسلّم پذيرفته مىشود ، و امّا اين مبادى و صدق آن‌ها در علم اعم ، علم الهى ، اثبات مىشود ؛ بنابراين براهين اقامه شده در علوم جزئى از براهين شرطى هستند ، زيرا بنابر فرض وجود مبادى و صدق آن‌ها اقامه مىشوند . * ( 69 ) . « علوم متعارف » اصطلاحى است كه مترجمان آثار منطقى ارسطو در برابر واژهء يونانى آكسيوما
( Xyiwmx )
آورده‌اند . ارسطو مىگويد ( ت . ث . ، 1 ، 2 ، 72 الف 17 - 18 ) : « آن مبدأ قياسى را كه دانستنش براى هركسى كه بخواهد چيزى بياموزد ضرورى است آكسيوما مىنامم . » در ترجمهء عربى ابو بشر متّى بن يونس قنائى مىآيد : « و أمّا ( ما كا ) ن منها لقد يجب ضرورة أن يكون المتعلّم ( حاصلا عليه فهو ) أكسيوما ، أعني ( الشيء ) المتعارف . » به تعبير ارسطو قانون تناقض « استوارترين همهء مبادى است » ( ما بعد الطبيعه ، گاما ، 4 ، 1006 آ 5 ) . هرسخن و هر استدلال ممكنى بر اين مبدأ استوار است ، و درست به همين دليل است كه در براهين