تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اين‌جا كشف علت از طريق معلول ، يعنى دليل ، توليد يقين خواهد كرد . * ( 65 ) . عده‌اى بر اين عقيده‌اند كه مثلا ، عليّت و معلوليّت ، قوه و فعل ، وجود و امكان و . . . دوبه‌دو از عوارض ذاتى « وجود بما هو وجود » هستند ، امّا مثلا عليّت و قوه و امكان عرض ذاتى حصّه‌اى ديگر از « وجود بما هو وجود » و معلوليّت و فعل و وجوب عرض ذاتى حصّه‌اى ديگر از « وجود بما هو وجود » هستند . * ( 66 ) . ارسطو ، ت . ث ، فصل 2 از مقالهء اول ، 71 ب 15 - 30 . * ( 67 ) . عقيدهء عموم متفكرين گذشته در عالم اسلام به تبع ارسطو ( به‌طور مثال ، ت . ث . ، 1 ، 7 ، 75 ب 1 ) اين است كه هرعلمى موضوع معيّنى دارد كه بحث دربارهء عوارض ذاتى آن ، موضوع آن علم را تشكيل مىدهد . آن‌ها معتقد بوده‌اند كه تمايز علوم از يكديگر نيز حاصل تمايز موضوع آن‌هاست . به واقع مطلب مربوط به اقامهء برهان از امور مناسب در هرعلم نيز به همين بحث برمىگردد . امّا پس از مطرح شدن بحث روش به ويژه از فرانسيس بيكن به بعد ، عده‌اى به پيروى از پوزيتيويست‌ها در مورد نقش روشن علوم چندان مبالغه كردند كه به خطا رفته‌اند و گفته‌اند : تمايز علوم ، حاصل تمايز روش آن‌ها از يكديگر است . بعضى از اين عده گاهى به جاى روش ، غرض و هدف علوم را وجه تمايز علوم دانسته‌اند . روشن است كه علم واحد تا زمانى كه موضوع واحدى نداشته باشد ، نه علم محسوب مىشود و نه مىتواند روش واحدى در پيش بگيرد . روش ، اگر اصلا بتوان با دقت گفت كه هرعلمى روش خاصى دارد ، و غرض ، هردو ، به موضوع علم بازمىگردند . در ميان علوم تجربى ، مىتوان دو يا چند علم نشان داد كه از لحاظ روش يا هيچ تفاوتى با هم ندارند يا اگر داشته باشند اندك و ناچيز است و مىتوان از آن چشم پوشيد ؛ اين سخن حتى در مورد منطق و رياضيات نيز صادق است . اساسا