تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
ألف‌اند پس چرا ثبوت يكى به الف بيّن است ، ولى ثبوت ديگرى بر الف بيّن نيست . پاسخ اين است كه ، ذاتى باب برهان دو قسم است : 1 . عرض ذاتى بيّن الثبوت ، و 2 . عرض ذاتى غير بيّن الثبوت . پس بنابر فرض داريم : الف ب است ، ب ج است ، اين دو قضيه ، بيّن الثبوت هستند . با در كنار هم قرار دادن آن‌ها مىتوان پى برد كه ثبوت عارض ذاتى ديگر ، ج ، بر الف نيز ثابت است ؛ يعنى قضيهء « الف ج است » . در اين‌جا ثبوت ب بر الف و ثبوت ج بر ب علت ندارد ، ولى از طريق آن‌ها به دليل بيّن الثبوت بودنشان مىتوان ثبوت ج به الف را ، كه سبب ندارد دريافت . مرحوم علّامه اين نوع برهان را « برهان إنّ » مىنامد و مفيد يقين مىداند . امّا اين سؤال مطرح است كه آيا اين برهان غير از برهان انّ مطلق است ، كه در آن حدّ اكبر و حدّ اوسط ، هردو ، معلول امر واحد ، يعنى حدّ اصغر و ذاتى آن هستند ؟ * ( 64 ) . اين بيان به واقع قيدى است بر آن سخن قبلى مرحوم علّامه كه ، « قياسى كه حدّ اكبر آن علت حدّ اوسط آن است . . . البته قياس برهانى نيست . » ( نگ : متن مربوط به يادداشت 61 ) . چنين قياسى به واقع كشف علت به واسطهء معلول است . و علّامه در فقرهء نقل شده از نهاية الحكمة در يادداشت 61 نيز تصريح كرد كه ، « رفتن از معلول به علت ، توليد يقين نمىكند » . ايشان در اين‌جا مىگويند چنين قياسى ، كه « دليل » ناميده مىشود ، اگر در هيئت قياس استثنايى تأليف شود « موجب يقين است » . به‌طور مثال : اگر شب است پس خورشيد غروب كرده است ، ولى خورشيد غروب كرده است ؛ پس شب است . بايد توجه داشت اين سخن كه « رفتن از معلول به علت توليد يقين نمىكند » به‌طور مطلق صادق نيست ، زيرا اگر معلولى تنها معلول يك علت معيّن باشد ، در