خودشان فقرهاى از « برهان » شفاء نقل كردهاند كه محتواى آن چنين است : هرگاه ثبوت حدّ اكبر بر حدّ اصغر سبب داشته باشد ، بايد آن سبب را شناخت تا واسطهء علم به نتيجه ( يعنى ثبوت اكبر بر اصغر ) باشد .
اما هرگاه ثبوت اكبر بر اصغر علتى نداشته باشد ، راه به دست آوردن دانش يقينى در اينگونه موارد چيست ؟ به عقيدهء ابن سينا راه آن اين است كه اگر موضوعى ( - حدّ اصغر ) داشته باشيم كه دو محمول جداگانه داشته باشد و اين محمولات از عوارض ذاتى آن موضوع باشند و ثبوتشان بر آن سبب نداشته باشد ، و علاوهبراين ثبوت يكى از اين دو محمول ( - حدّ اوسط ) بر آن بيّن و روشن باشد ، امّا ثبوت محمول ديگر ( - حدّ اكبر ) ، به رغم ذاتى بودنش براى آن ، بر آن بيّن و روشن نباشد ، و همچنين ثبوت يكى از اين دو محمول ( - حدّ اكبر ) بر محمول ديگر ( - حدّ اوسط ) نيز بيّن و روشن باشد ، در اينصورت محمولى را كه حمل ثبوت آن بر موضوع بيّن و روشن است در مقدّمهء صغرى قرار مىدهيم و مقدّمهاى را كه در آن ثبوت بيّن يكى از دو محمول بر محمول ديگر آمده است كبرى قرار مىدهيم و از اين طريق ثبوت محمول ديگر بر موضوع را ، كه بيّن نبود ، اثبات مىكنيم .
فرض مىكنيم الف دو عارض ذاتى دارد :
ب و ج ؛ بنابراين ب و ثبوت ج بر الف محتاج سبب نيست . همچنين فرض مىكنيم ثبوت ب بر الف ، خودبهخود بيّن و روشن است ، امّا ثبوت ج به الف خود به خود روشن نيست .
باز فرض مىكنيم كه ثبوت يكى از اين دو عارض ذاتى بر عارض ذاتى ديگر ، يعنى ج بر ب بيّن و روشن است .
در اينجا ممكن است اين اشكال مطرح شود كه ، اگر هردو عارض جزء ذاتيات
برهان ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٢