گرفت كه حمل وصفى بر وجود يا بودن وجود براى چيزى نيز نمىتواند علت داشته باشد . اين را نيز بايد اضافه كنيم كه مسائل فلسفهء اولى ، همانگونه كه حتى خود علّامه نيز تصريح كردهاند ( نهاية الحكمة ، ص 6 ) ، از طريق عكس العمل مطرح مىشوند . بهطور مثال : قضيهء « ممكن موجود است » ، به واقع در معناى « وجود ممكن است » استعمال مىشود . سوم اينكه وجود مطلق در براهين فلسفى بهعنوان حدّ اصغر مطرح مىشود ، حدّى كه نسبت علّى يا معلولى آن با حدّ اوسط در برهان لمّ شرط نمىشود .
اما ناسازگارى اول اين است كه ايشان به رغم اينكه در اينجا نوشتهاند كه « قياس از يكى از دو متضايف ، يا دو متلازم ، و بهطور كلى از يكى از هردو چيزى كه علم به آنها يكسان است به ديگرى ، توليد يقين نمىكند » ، در فقرهء نقل شده از نهاية الحكمة تنها برهان معتبر در مباحث فلسفى را برهانى دانستهاند كه در آن از يكى از دو متلازم به ديگرى پى مىبرند . ( در مورد اين دو ناسازگارى مىتوانيد مقالهء مرا ببينيد : مسائل فلسفه اولى و برهان لمّ ، نشريهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز ، سال 33 ، ( تابستان و پاييز 1369 ) ، شمارههاى مسلسل 135 و 136 ، ص 80 - 95 ) .
*
( 62 ) . شفاء ، « برهان » ، ب 83 ، ص 75 .
* ( 63 ) . مرحوم علامه پس از كنار گذاشتن دليل و انّ مطلق ، اكنون قسم سوم برهان انّ را بهعنوان برهان مفيد يقين تأييد مىكند . در متن مربوط به يادداشت 58 ، در آغاز اين فصل ، گفته شد كه مقدّمات برهان انّ گاهى سبب ندارند و گاهى داراى سببند . در صورت دوم ، برهان انّ دو قسم دارد : دليل و انّ مطلق ، كه به عقيدهء علّامه هردو قسم فاقد صلاحيت يقين هستند . امّا به عقيدهء ايشان آن برهان انّى كه مقدّماتش سبب ندارند ، مىتواند معرفت يقينى توليد كند . ايشان براى تأييد نظرگاه
برهان ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢١