تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
من المعلول إلى العلّة لا يفيد يقينا ، فلا يبقى للبحث الفلسفي إلّا برهان الإنّ الّذي يعتمد فيه على الملازمات العامّة فيسلك فيه من أحد المتلازمين العامّين إلى الآخر . كلمات پايانى اين نقل قول ، كه بر آن‌ها تأكيد كرده‌ام ، با تعليم ايشان در فصل حاضر ناسازگار به نظر مىرسد . علاوه‌براين ، به نظر مىرسد كه محتواى جملهء اول اين نقل قول نيز با تعليم ايشان در مورد برهان لمّ ، كه موضوع فصل قبل بود ، ناسازگار است . بهتر است اكنون اين فقره را به فارسى برگردانيم و سپس به اين دو ناسازگارى بپردازيم . مىگويد : اعم بودن موضوع آن [ يعنى موضوع فلسفه ] از هرچيز ديگر ، ايجاب مىكند كه آن [ يعنى موضوع فلسفه ] معلول چيزى خارج از خود نباشد ، زيرا در اين‌جا خارجى وجود ندارد ، پس آن علت ندارد . بنابراين براهين استعمال شده در فلسفه ، براهين لمّى نيستند . و امّا [ در مورد ] برهان انّ [ بايد بگوييم ] كه در كتاب برهان منطق ثابت شده است كه رفتن از معلول به علت توليد يقين نمىكند ، پس براى بحث فلسفى تنها آن برهان انّى باقى مىماند كه در آن بر ملازمات عامه اعتماد مىكنند و از يكى از دو ملازم به ديگرى پى مىبرند . ابتدا به ناسازگارى دوم مىپردازيم . مىدانيم كه مبناى خود علّامه در اين كتاب ، همان‌گونه كه پيش از اين ديديم ( نگ : بالاتر ، يادداشت‌هاى 53 و مخصوصا 55 و متن‌هاى مربوط به آن‌ها ) ، همانند مبناى همهء منطق‌دانان مسلمان اين است كه ملاك لمّى بودن برهان اين است كه حدّ اوسط علت ثبوت حدّ اكبر بر اصغر ( - نتيجه ) باشد نه اين‌كه علت خود حدّ اكبر باشد . حال هرچند درست است كه موضوع فلسفه ، يعنى مطلق وجود با اطلاق مقسمى ، علت ندارد از اين‌جا نمىتوان نتيجه