معرفت يقينى توليد نمىكند . فرض مىكنيم كه استدلال زير از نوع برهان انّ مطلق باشد : ج ب است ، ب الف است ؛ پس ج الف است .
در اين برهان ، كه از نوع انّ مطلق است ، ب ( حدّ اوسط ) و الف ( حدّ اكبر ) هردو معلول امر سوم ، مانند د هستند . ضرورت كبراى اين استدلال ، يعنى « ب الف است » از ضرورت « ب د است » متأخر است ، زيرا الف معلول د است ؛ و ضرورت كبرى و همچنين ضرورت نتيجهء اين استدلال ، يعنى « ج الف است » همزمان از طريق ضرورت « ب د است » ثابت مىشود ، زيرا هم ب و هم ج ، هردو ، معلول د هستند .
امّا در اين استدلال ضرورت « ج الف است » چون نتيجهء استدلال است بايد از ضرورت « ب الف است » ، كه مقدّمهء كبراى استدلال است ، متأخر باشد ؛ حال آنكه مىبينيم چنين نيست .
*
( 61 ) . به اين ترتيب مرحوم علّامه نتيجه مىگيرد كه هيچيك از دو قسم برهان انّ معرفت يقينى توليد نمىكند .
نكتهاى كه در اينجا شايان توجه است اين است كه ، اين نتيجهء مرحوم علّامه به ظاهر با سخن او در مدخل نهاية الحكمه ( ص 4 ) ناسازگار است . در آنجا پس از تصديق اين مطلب كه هدف از بحث فلسفى به دست آوردن معرفتى است كه ما را به بطن واقعيّت رهنمون شود و از هرگونه شك برى باشد ، بنابراين در بحث فلسفى تنها بايد از استدلالهاى برهانى استفاده كنيم تا به معرفت يقينى و اعتقاد كاشف از واقعيّت دست يابيم ، نتايجى مىگيرد ، از جمله اينكه مىگويد ( ص 6 ) :
إنّ كون موضوعها أعمّ الأشياء يوجب أن لا يكون معلولا لشيء خارج منه ؛ إذ لا خارج هناك ، فلا علّة له . فالبراهين المستعملة فيها ليست ببراهين لمّيّة .
و أمّا برهان الإنّ : فقد تحقّق في كتاب البرهان من المنطق ، أنّ السلوك
برهان ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٩