*
( 41 ) . مطابق عقيدهء منطقدانان متأخر ، قضيهء عرفيهء عامه از اقسام قضاياى دايمه است . عنوان قضاياى دايمه از دوام نسبت محمول به موضوع قضيه اخذ شده است .
دوام نسبت محمول به موضوع يا حاصل دوام ذات موضوع است يا حاصل دوام صفت موضوع . در صورت اول اگر ذات موضوع دايم الوجود باشد دوام نسبت محمول به آن را « دايم مطلق » مىنامند كه ازلى و ابدى است . مانند قضيهء « خداوند عالم است هميشه » ، امّا اگر ذات موضوع دايم الوجود نباشد ؛ مانند قضيهء « انسان حساس است هميشه » ، كه در آن انسان دايم الوجود نيست ، در اينصورت دوام قضيه ازلى و ابدى نخواهد بود ، با اين حال هردو قضيه را « دايم ذاتى » مىنامند ؛ پس دايم ذاتى و مطلق دو قسم دارد : 1 . دايم ازلى ؛ 2 . دايم غير ازلى . امّا اگر دوام نسبت موضوع با محمول حاصل دوام وصف موضوع باشد در اينصورت قضيه را « دايم عرفى » مىنامند ، و چنين قضيهاى دو قسم دارد :
يا دوام آن حاصل دوام وصف موضوع است بهطور مطلق ، و مفارقت يا عدم مفارقت ذات از وصف در آن اعتبار نشده است ، كه در اينصورت آن را « عرفى عام » مىنامند ، يا اينكه دوام آن حاصل دوام وصفى است كه ممكن است در زمانى از ذات جدا شود ، كه در اينصورت آن را « عرفى خاص » مىنامند ، و روشن است كه عرفى عام شامل عرفى خاص و اعم از آن است . ( ر ك : اساس الاقتباس ، 134 . )
برهان ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٠