كليّت احكام تجربى مشروط است به تكرار عين شرايط تجربه ، و هرگاه حتى يكى از اين شرايط ، از جمله مثلا شرط مكانى ( جغرافيايى ) دگرگون شود ، تجربهء انجام يافته در جاى ديگر ، بايد از نو تجربه شود .
*
( 36 ) . اگر محمول قضيهء اولى ذاتى موضوع آن نباشد ، حمل آن بر موضوع مستلزم حدّ اوسط خواهد بود ، و در نتيجهء قضيهاى كه اولى فرض شده بود ، نتيجهء قياس خواهد شد و در اينصورت بر تصديق ديگرى ( يعنى مقدّمات قياس مذكور ) متوقف خواهد بود .
* ( 37 ) . هدف از اين بند اين است امور مادى ذاتا برهان بردار نيستند و برهان در مورد آنها بهطور بالعرض اقامه مىشود ، زيرا امور مادى جزئياتند ، امّا براهين ، چنانكه مىدانيم ، همواره در مورد كليّات اقامه مىشوند . پس براهينى كه به امور مادى مربوط مىشوند به واقع ذاتا در مورد معانى كلى مقارن با آنها اقامه مىشوند .
* ( 38 ) . يعنى مساوى موضوعى باشد كه بر آن حمل مىشود .
* ( 39 ) . از آنجا كه در هربرهان ( و بهطور كلى در هراستدلال قياسى ) مقدّمات علت توليدى نتيجهاند ، نتيجهء ضرورى تنها از مقدّمات ضرورى به حاصل مىآيد .
امّا اصطلاح ضرورى در بحث برهان با اصطلاح ضرورى در مبحث قضايا و قياس متفاوت است : در مبحث قضايا ، قضيه در صورتى ضرورى است كه ثبوت محمول بر موضوع يا انتفايش از آن ضرورى باشد . بنابراين در آنجا كيفيّت نسبت بين موضوع و محمول ، يعنى جهت قضيه در نظر است .
امّا در اينجا ، به عقيدهء منطقدانان مسلمان ، قضيهء ضرورى نه تنها شامل قضايايى است كه جهتشان ضرورت است ، بلكه همچنين مىتواند شامل قضايايى باشد كه جهتشان امكان است . آنچه در كتاب برهان از اينجهت اهميّت دارد ، صرفا جهت مقدّمات نيست ، بلكه عدم امكان دگرگونى جهت مقدّمات است .
برهان ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٧