تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مقدّمات برهان از آن‌جهت توليد معرفت يقينى مىكنند كه نسبت مجهول آن‌ها به موضوع آن‌ها تغييرناپذير است ، نه از آن‌جهت كه نسبت مذكور صرفا ضرورى است ( ر ك : برهان شفاء ، ب 165 ، ص 133 و ب 168 ، ص 137 ؛ هم‌چنين يادداشت بعد ) . * ( 40 ) . مفهوم قضيهء كلى در باب برهان غير از مفهوم آن در باب قياس ، و اخص از آن است . مقصود از « كليّت » در « كتاب قياس » اين است كه اگر هريك از افراد موضوع داراى حكم محمول باشند ، مىگوييم آن قضيه ، كلى است . امّا در « كتاب برهان » شرط ديگرى در كار است و آن اين است كه هريك از افراد موضوع در همهء زمان‌ها داراى حكم محمول باشند . پيش از اين گفتيم ( ر ك : يادداشت قبل ) كه عدم امكان دگرگونى جهت مقدّمات برهانى است كه معرفت يقينى به نتيجه را توليد مىكند و اين همان معناى ضرورى بودن آن مقدّمات در كتاب برهان است . در واقع از اين معناى « ضرورى » است كه شرط ثبوت محمول بر تمام افراد موضوع در همهء « زمان‌ها » در « كتاب برهان » در مورد قضيهء كلى ناشى مىشود . از اين‌جا معناى ضرورت در « كتاب برهان » نيز روشن‌تر مىشود : در « كتاب برهان » صرفا قضايايى را كه در آن‌ها محمول در همهء زمان‌ها بر موضوع ثابت است ضرورى مىناميم ، در حالى كه در « كتاب قياس » ، قضيهء ضرورى نسبت به شرط ثبوت محمول بر موضوع در همهء زمان‌ها ، لابشرط است ؛ يعنى نه اين شرط را دارد كه محمول بايد در همهء زمان‌ها براى موضوع ثابت باشد و نه اين شرط را دارد كه محمول نبايد در همهء زمان‌ها بر موضوع ثابت باشد . از آنچه در مورد كليّت مقدّمات برهانى گفته شد معلوم مىشود كه اين‌گونه مقدّمات واجد شرط ديگرى نيز هستند و آن اين است كه محمول مقدّمهء برهانى بايد نسبت به موضوع آن اولى باشد تا شرط كليّت مقدّمهء برهانى كامل گردد . اگر
برهان ( فارسى ) — صفحة 208 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى