علم نمىكند ، بلكه به سبب همراهى با قياسى توليد علم مىكند كه گفته شد » ( ابن سينا ، برهان شفاء ، ب 102 ، ص 90 - 91 ) .
و چون مقدّمهء تجربى در ضرورت خود بر اين قياس متوقف است ، استاد علّامه مىنويسد كه « ذاتا ضرورى نيست » .
سراسر فصل 9 از مقالهء نخست برهان شفاء ( ب 96 - 106 ، ص 84 - 94 ، به همراه يادداشتهاى 85 - 103 ) به اين مسأله اختصاص دارد . ابن سينا در آنجا با طرح مشكل به اصطلاح « سودان » اهميت تشخيص ما بالذات از ما بالعرض در جريان تجربه و خطاى ناشى از عدم اين تشخيص را مورد بحث قرار داده است ( ب 101 ، ص 90 ) ، و بر اساس همين اشكال نتيجه گرفته است كه تجربه نه تنها مصون از خطا نيست ، بلكه حتى گاهى بر اثر خلط ما بالذات و مابالعرض ممكن است نتيجهء آن غلط باشد ( ب 104 ، ص 92 ) . او در ادامهء سخنش مىگويد ، حتى آنجا كه از مغالطهء ما بالعرض به جاى ما بالذات در امان باشيم ، باز بايد بدانيم كه نتيجهء حاصل از تجربه و كليّت آن مشروط است نه مطلق .
بهطور خلاصه ، همانگونه كه محقق طوسى گفته است . « بايد دانست كه در مجرّبات ، جملگى شرايط تجربه و قراينى كه در وقت تجربه بر سبيل استمرار يافته باشند ، به ضرورت اعتبار بايد كرد ، چه هرحكم كلى كه مقيّد به آن اعتبارات و قراين صادق باشد ممكن بود كه با اطلاق از آن قيود كاذب بود » ( اساس الاقتباس ، ص 373 - 374 ) .
خود ابن سينا در مورد اين حكم تجربى كه « سقومونيا مسهل صفراست » مىگويد : « ما اين امكان را ناديده نمىگيريم كه سقومونيا در بعضى از كشورها با خاصيت و مزاجى همراه شود ، يا مزاج و خاصيتى را از دست دهد ، به نحوى كه ديگر مسهل صفر نباشد . » ( برهان شفاء ، ب 104 ، ص 93 ) . به اين ترتيب قطعيّت و
برهان ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٦