تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
هرگونه كوشش علمى است : « زيرا هراعتقادى يا از طريق استقرا به دست مىآيد يا از طريق قياس » و « قياس از استقرا حاصل مىشود » ( تحليلات اولى ، 2 ، 23 ، 98 ب 3 - 12 ، ب 15 ) . امّا قياس ، كه هميشه بايد دست كم يك مقدّمهء آن كلى باشد ، چگونه مىتواند بر استقرا مبتنى باشد ، در حالى كه استقراى ناقص نمىتواند حكم كلى توليد كند ؟ ( نگ : ابن سينا ، برهان شفاء ، ب 480 ، ص 318 ) . در بند مورد بحث متن ، كوشش شده است كه به پرسش فوق بر طبق سنّت ارسطويى و سينوى پاسخ داده شود : همان‌گونه كه ابن سينا تصريح كرده است ، « تجربه غير از استقراست » ( برهان شفاء ، ب 99 ، ص 88 ) ، براى اين‌كه تجربه حاصل اطلاق يك قاعدهء كلى بر داده‌هاى استقرايى است ؛ قاعده‌اى كه بار نخست ارسطو مطرح كرد و در سنّت اسلامى پذيرفته شد . بر طبق اين قاعده ، و به تعبير خود ارسطو ، « امر اتفاقى ، نه ضرورى است نه اكثرى » ( ت . ث . ، 1 ، 30 ، 78 ب 20 ) . منظور از « اتفاقى » در اين‌جا ، امرى است كه حاصل علت بالعرض باشد ، نه معلول علت بالذات ؛ يا به تعبير دقيق‌تر ، اتفاقى آن است كه در تبيين آن به جاى علت اصلى و بالذات ، بيشتر علت بالعرض به چشم مىآيد . به‌طور مثال ، دست يافتن به گنج به هنگام كندن زمينى از براى دست يافتن به آب امرى اتفاقى است . چنين امرى نه همواره رخ مىدهد نه در بيشتر موارد . هرگاه امرى جزئى ، به مثل انبساط آهن در اثر حرارت ، در موارد مكرر مشاهده شود ( و اين همان استقرا ناقص است ) بر طبق قاعدهء اتفاقى درمىيابيم كه اين امر ، يعنى انبساط آهن در اثر حرارت ، اتفاقى نيست ، بلكه معلول سببى بالذات است . اين فهم و دريافتن ، به واقع اگر به نحو منطقى تحليل شود ، به صورت قياسى در مىآيد كه در اصطلاح حكيمان ما « قياس خفى » ناميده مىشود ، زيرا معمولا آگاهانه و به نحو تحليلى اقامه نمىشود . پس « تجربه تنها به سبب كثرت مشاهدات توليد
برهان ( فارسى ) — صفحة 205 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى