حدس از كجا سرچشمه مىگيرد ؛ يعنى چرا مىگوييم استناد « الف ب است » و « ج د است » به غير « ه ز است » ممتنع است ؟ آيا اين امتناع حاصل امكان موجود در اين قضيهء ممكنه است كه « ممكن است » « الف ب است » و « ج د است » به « ه ز است » مستند باشد » ، يا نه از اين قضيه ناشى نمىشود و سبب ديگرى دارد . روشن است كه نمىتواند سبب ديگرى داشته باشد ، زيرا در آنصورت دو تالى فاسد پيش مىآيد :
1 . اينكه از قياس مقسم مذكور در يادداشت قبل ( 31 ) هرنتيجهاى مىتوان گرفت ؛ 2 . اينكه حدس حاصل ، حدسى بىپايه خواهد بود . ( ر . ك : متن ، بند بعد ) ، زيرا ، همانگونه كه در يادداشت قبل گفتيم ، آن دو مقدّمه با يكديگر ارتباط دارند ، و از همين ارتباط نتيجه ( حدس ، يا مقدّمهء حدسى ) به حاصل مىآيد و ضرورت مىيابد ، در غير اينصورت نمىتوان ضرورتا نتيجه گرفت كه « استناد « الف ب است » و « ج د است » به « ه ز است » ضرورى است » ، و به جاى آن هرنتيجهء ديگرى مىتوان گرفت ، و اگر آن را نتيجه بگيريم من عندى خواهد بود ، و در نتيجه حدس زده شده ، حدسى بىپايه خواهد شد .
*
( 33 ) . در اين بند شقّ نخست از دو شقّ مطرح شده در متن مربوط به يادداشت 32 تبيين شده است . اگر امتناع موجود در قضيهء ضروريه ، از امكان موجود در قضيهء ممكنه ناشى شود اين اشكال پيش مىآيد كه « استناد حكم يا احكامى به يك سبب ، خودبهخود امتناع استناد آن به غير آن سبب را ايجاب نمىكند » ، زيرا ممكن است آن حكم بيش از يك سبب داشته باشد . در واقع درست به همين دليل است كه قياس شرطى اتصالى به هنگام استثناى عين تالى عقيم است .
بهطور مثال ، گرم بودن اتاق مىتواند بيش از يك سبب داشته باشد : اتاق ممكن است بر اثر گرمى هوا ، يا بر اثر روشن بودن بخارى گرم باشد . به صرف اينكه اتاق گرم است نمىتوان نتيجه گرفت . كه پس هوا گرم است . شايد گرمى اتاق حاصل
برهان ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٣