تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
به تعبير ديگر ، ادراك حسّى شامل نسبت حكميه است ، در حالى كه احساس فاقد هرگونه نسبت است ، و مىدانيم كه نسبت امرى انتزاعى است نه حسّى ؛ بنابراين حتى تصديق حسّى جزئى نيز نداريم . بنابراين ، هرگاه از وقوع خطا در محسوسات سخن بگويند ، مقصود خطاى ممكن در ادراكات حسّى است ، در حالى كه احساس بالضروره شخصى و صادق است ، و ، همان‌گونه كه مصنف علّامه نيز تصريح كرده‌اند ، در مورد تصورات محسوس ( - احساس‌ها ) ، بر خلاف تصديقات محسوس ( - ادراكات حسّى ) ، هيچ‌گونه ترديدى وجود ندارد . اين دو در محاورات معمولى و در زبان طبيعى و غير فنى از يكديگر تميز داده نمىشوند ، و اين كار مستلزم دقت فلسفى و تمرين كافى است . * ( 30 ) . هر « نسبتى » امرى انتزاعى است ؛ و منشأ انتزاع دارد . و تمام امور انتزاعى فاقد ماهيّت هستند ؛ به عبارت ديگر ، هر « نسبتى » جزو معقولات ثانيهء فلسفى است و معقولات ثانيهء فلسفى فاقد ماهيّتند . * ( 31 ) . هرمقدّمهء حدسى حاصل در مقدّمهء ديگر است ، و حدس ، به تعبير ابن سينا ، عبارت است از : حركت ذهن « براى اقتناص حدّ اوسط از پيش خود » ( برهان شفاء ، ترجمهء مهدى قوام صفرى ، ب 616 ، ص 383 ) . ارسطو در تبيين حدس مىگويد : حدس آن است كه به هنگام دريافتن دو حدّ ، بىدرنگ همهء حدّ اوسطهاى تبيين‌كنندهء آن دو حدّ را نيز دريابيم ؛ به‌طور مثال چون ببينيم كه كسى در پى شخص ثروتمندى به سرعت دوان است دريابيم كه مىخواهد از او پول وام بگيرد ، يا دريابيم كه دوست هستند ، زيرا هردو با فرد خاصى خصومت دارند ، يا به محض اين‌كه بفهميم طرف روشن ماه هميشه رو به خورشيد است بىدرنگ علت آن را دريابيم : « زيرا نور ماه از خورشيد است » . ( ت . ث . ، 1 ، 34 ، 89 ب 10 - 16 ) . از ميان اين مثال‌هاى ارسطو فقط مثال آخر در منابع منطق اسلامى راه يافته است .