حاصل اين چهار يادداشت متوالى ، يعنى يادداشتهاى 6 - 9 ، و متن مربوط به آنها اين است كه براى حصول علم در مورد هرمطلوب نظرى ، يك قياس سابق ضرورى است . اين قياس در بعضى موارد قياس استثنايى مركّب از شرطيههاى متصله يا منفصله است و در بعضى موارد قياس حملى .
*
( 23 ) . منظور از تعليم و تعلّم « ذهنى » و « فكرى » ، آن نوع تعليم و تعلّمى است كه در مقابل تعليم و تعلّم « حسّى » قرار دارد .
* ( 24 ) . يعنى دليل عقلى بر انحصار قضاياى ضرورى در شش مورد وجود ندارد و اين اقسام ششگانهء قضاياى ضرورى از طريق استقرا تحصيل شده است .
* ( 25 ) . در عنوان اين فصل دو مطلب ذكر شده است :
اول ، « در اينكه تصديق ضرورى بنابر مشهور شش قسم است » ، كه اين مطلب تحت عنوان « اول » بحث شد ، و دوم ، « در اينكه همهء اين اقسام به اوليات برمىگردند » ، كه اينك بحث آن تحت عنوان « دوم » آغاز مىشود ، و هدف از اين بحث اثبات اين مطلب است كه هرقضيهاى كه حقيقتا ضرورى باشد قطعا اولى است و قضايايى كه اولى نباشند ذاتا ضرورى نيستند ، و اگر ضرورى باشند ( مانند همهء قضاياى بديهى غير از اوّلى ) ضرورتشان ثانوى است .
* ( 26 ) . كاملا روشن نيست كه مقصود استاد مؤلف از « شقّ سوم » كدام است ، امّا يادداشت بعد را ببينيد .
* ( 27 ) . در اين بند طولانى و تا اندازهاى پيچيده ، همانگونه كه در ذيل يادداشت 25 گفتيم ، هدف اثبات اين مطلب است كه از ميان يقينيات ، تنها قضاياى اولى ، ضرورى بالذات هستند ، امّا بقيه ، اعم از فطريات و محسوسات و حدسيّات و متواترات و مجرّبات ، ضرورت ذاتى ندارند ؛ بنابراين « هرقضيهء ضرورى غير اولى به قضيهء ضرورى اوّلى منتهى مىشود » . دليل اين امر آن است كه اگر يك قضيهء
برهان ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٨