تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
از جهت نخست ، فرد محسوس را تشكيل مىدهد كه در جريان سير علمى نخست بايد آن را شناخت ، امّا از جهت دوم ، آن مشمول قاعدهء اعم و اخص است و ابتدا بايد اعم را شناخت . ( در مورد اين بند و تفصيل بيشتر در اين‌مورد نگ : ابن سينا ، برهان شفاء ، ترجمه و پژوهش مهدى قوام صفرى ، انتشارات فكر روز ، 1373 ، ب 127 - 133 و ياد داشت‌هاى 133 - 138 . ) اصل اين بحث در تحليلات ثانوى و ما بعد الطبيعه ارسطو آمده است . در اين‌جا دو فقرهء مهم را نقل مىكنم : ت . ث ، 1 ، 1 ، 71 ب 33 - 72 آ 5 : اصطلاحات اقدم و اعرف به دو معنى به كار مىروند ، زيرا چنين نيست كه امر واحدى هم در طبيعت اقدم باشد هم در نزد ما ، هم‌چنين آنچه در نزد طبيعت اعرف است همان نيست كه در نزد ما اعرف است . مقصود من از آنچه در نزد ما اقدم و اعرف است ، چيزهايى است كه به ادراك حسّى نزديكاند ، و مقصودم از اقدم و اعرف به‌طور مطلق ، چيزهايى است كه از ادراك حسّى دورترند . امّا چيزهايى كه از ادراك حسّى دورترين هستند كلياتند ، و چيزهايى كه نزديك‌ترينند ، جزئياتند . و باز : ما بعد الطبيعه ، دلتا ، 11 ، 18 ، 1 ب 32 - 34 : به لحاظ منطقى ، كليات اقدمند ، اما بر حسب ادراك حسّى ، جزئيات بر آن‌ها مقدمند . هم‌چنين نگ : ما بعد الطبيعه ، زتا ، 3 ، 1029 ب 4 - 12 . از آنچه گذشت به نظر مىرسد كه اين عبارت استاد مرحوم در آغاز بند كه ، « امر محسوس . . . همان‌طور كه از نظر شناسايى به حسب قصد طبيعت اقدم است » با كل
برهان ( فارسى ) — صفحة 190 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى