وجود آن وجود مطلوب حاصل نمىشود ، و بنابراين ، يقين حاصل نمىگردد ، و اين خلف است . 53
157 . و از اينجا روشن مىشود كه در برهان لمّ سالب ، وضع علّت ناقصه كفايت مىكند ، زيرا ارتفاع آن ، يعنى ارتفاع مجموع علّت ، ضرورتا موجب ارتفاع مطلوب مىشود . 54
158 . سپس ، چنانكه ذكر كردهاند ، مىگوييم ، واجب است اين علت ، علت وجود محمول براى موضوع باشد ، نه علت وجود خود محمول ، زيرا همانطور كه در فلسفهء اولى تبيين شده است ، وجود فى نفسه و وجود لغيره دو معناى جدا از هم هستند ، همانطور كه امكان دارد اين دو معنى در ذات خود از هم جدا باشند ممكن است از حيث علت نيز جدا باشند . پس اگر موضوع علت وجود فى نفسهء محمول باشد و علت وجود آن محمول براى موضوع ديگر نباشد ، در اينصورت ثبوت محمول بر موضوع موضوع ، مانند ثبوت آن بر موضوع ، ضرورى نخواهد بود ، و در نتيجه به مطلوب ، يقين حاصل نخواهد شد ، و اين خلف است .
159 . مثال : آتش چوب را از طريق حركت و تماس با آن مىسوزاند ، پس حركت و تماس با چوب ، معلول آتش و علت وجود آتش در چوب است ، با اين حال ، علت وجود فى نفسه آتش نيست ، بلكه علت آتشى است كه در چوب است . 55
160 . از آنچه گذشت معلوم شد كه لازم است علت ، در قياس
برهان ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢١