در اضطرار . پس اينكه گروهى از افعال اختيارى است از مواردى است كه بناى عقلا بر آن استوار است . علاوه بر اينكه بر جبرگرايى چند تالى فاسد مترتب است كه پيش از اين به آن اشاره كرديم و عبارتست از :
1 - انكار حسن و قبح عقلى
2 - سلب عدالت از خداوند
3 - تكليف نمودن به آنچه توان انجام آن نيست . و هر يك از اين تالى فاسدها در رد جبرگرايى كافى است .
حسن و قبح عقلى
بد نيست اشاره اى اجمالى به وجه فساد هر يك از موارد فوق داشته باشيم هر چند آشكار و بدون نياز به توضيح است : اما حسن و قبح عقلى ، اشاعره بر خلاف معتزله و اماميه نظر به انكار حسن و قبح عقلى داده اند و گفته اند : با قطع نظر از اينكه افعال مطابق طبع يا مخالف آن باشد ، افعال مساوى است و تفاوتى ميان آن در حسن و قبح نيست . جز آنكه افعال انسان گاه پس از تعلق احكام شرعى به آن به اعتبار موافقت افعال با شرع و مخالفت آن با شرع به حسن و قبح متصف مىشود به خلاف افعال خداوند كه از اين جهت نيز به حسن و قبح متصف نمى شود و عقل مجالى ندارد كه در افعال خداوند به نيكو برشمردن يا ناپسند دانستن حكم كند .
جبرگرايان در اين سخن به دو امر استناد كرده اند :
امر اول : فعل ، عرض است و حسن و قبح عقلى نيز از اقسام عرض هستند و بر عرض ، عرض عارض نمى شود و به آن متصف نمى گردد . پس فعل نمى تواند به حسن و قبح عقلى متصف شود .