نمى فهمند ] و كيفرى دردناك از آن آنان است ) . « 1 » پس اين آيه در خصوص كسانى كه با اختيار خود كفر ورزيدند وارد است . و بعيد نيست مقصود از ايشان ، بزرگانِ كفار مكه باشد كه در دين عناد و دشمنى ورزيدند و در اين خصوص از هيچ تلاشى فروگذار نكردند . و بر اين معنا به خصوص ، قرينه تغيير سياق دلالت دارد . ( چون خداوند مُهر را به خود و پرده را به ايشان نسبت داد ) به اين مفهوم كه در آنان دو حجاب است . حجابى در خود و حجابى از سوى خداوند در پى كفرشان ، پس اعمال ايشان در ميان دو حجاب از سوى ذات خود و خداوند متعال است .
پذيرفتن جبر مخالف وجدان است
حاصل آنچه ذكر كرديم اين است كه هيچ يك از دلايلى كه بر جبر ارايه شد كامل و صحيح نيست .
علاوه بر اينكه جبرگرايى مخالف حس و وجدان است زيرا هر انسانى به واسطه فطرت خود مى يابد و درك مىكند كه بر تعدادى از افعال توانا است و مىتواند آن را انجام دهد يا ترك نمايد و آن را انجام نمى دهد مگر آنكه مى بيند كه توانايى ترك آن را دارد . و
اين حكم ، فطرى است و هيچ كس تا زمانى كه شبهه اى از خارج بر او وارد نشود در آن شك نمى كند و تمامى عقلا بر اينكه فاعل فعل ناپسند ، سزاوار مذمت و فاعل فعل نيكو سزاوار ستايش است نظر داده اند . و نيز پذيرفته اند كه مذمت و ستايش به سوى انسان مختار متوجه است نه انسان
هامش
( 1 ) - آيه 6 و 7 سوره بقره