افعال خداوند لازم مى آمد .
استدلال به جبر به واسطه سلطه خداوند
چهارمين استدلال براى اثبات جبر : اثبات قدرت براى انسان و إسناد فعل به انسان به صورت مستقل يا به همراه خداوند و قائل شدن به اينكه ايجاد كننده انسان است ، مستلزم ثبوت شريك براى خداوند است ، پس مى بايست به جبر ملتزم شويم تا تسلط خداوند و اينكه او تنها تصرف كننده و اثر گذار است را حفظ كنيم .
اشكال : اين سخن در جايى لازم مى آيد كه انسان به خودى خود استقلال ، وجود و قدرت داشته باشد اما با اين بيان كه انسان در وجود و قدرت و ساير مبادى فعل نيازمند است بلكه با نگاهى دقيق ، او مانند ساير موجودات ، عين نياز است ، نه اينكه شيئى محتاج و نيازمند است ، « 1 » پس از اسناد حقيقى افعال به انسان ، بر كنار نمودن خداوند از مالكيت يا دخالت و تصرف ديگرى در سلطه او لازم نمى آيد ، چرا چنين نباشد در حالى كه انسان و قدرت و تمامى شؤون او با ايجاد خداوند وجود يافته است . براى نزديك ساختن اين سخن به ذهن مثالى مى آوريم هر چند بسيار پائين تر از آن
چيزى است كه بيان داشتيم : اگر شخص بى نياز توانا و نيرومند به انسان ناتوان ببخشايد و انسان نيازمند را بى نياز سازد ، در حالى كه در هر زمان مىتواند آنچه بخشيده است را از او بگيرد يا در دست او باقى گذارد ، آيا كسى
هامش
( 1 ) - چون انسان از ممكنات است و ممكنات به ذاتشان به غير نيازمندند پس انسان عين نياز است و وجودش با اين نياز قوام يافته است . نه اينكه انسان شيئى است كه وجود دارد و براى بقاء و ادامه حيات به غير نيازمند است ! زيرا در اين حالت نياز او به ايجاد كننده اش بر وجودش عارض شده است .