تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
نهايت چيزى كه آيه چهارم و پنجم و آياتى چنين : نهايت چيزى كه بر آن دلالت مىكند اين است كه چون احتمال دارد كسى كه مى خواهد كارى انجام دهد ، چيزى رخ دهد كه او را از آن كار باز دارد پس مى بايست به خدا توجه كند و از او بخواهد كه حوادث به گونه اى باشد كه او را از آنچه مى خواهد باز ندارد . آيه ششم و مانند آن : خلاصه سخن در آن اين است كه مقصود از نفع و ضرر اگر نفع و ضرر طبيعى باشد ، عدم ارتباط آن با اين بحث آشكار است و اگر ناشى از عمل نكردن . به وظايف باشد ، اينكه وابسته به مشيت خداوند است از اين جهت است كه قرار دادن وظيفه و بيان آن بر عهده خداوند است . و با آنچه در آيات گفتيم توجيه آيات پيشين هفتم و هشتم آشكار مىشود .

استدلال به جبر با علم خداوند

سومين استدلال براى اثبات جبر : در محل خود ثابت شده است كه علم خداوند به تمامى موجودات تعلق دارد و چيزى از تحت علم او خارج نيست و از آن دسته [ مواردى كه از علم خداوند خارج نيست ] أفعال ماست . پس هر چه از سوى ما صادر مىشود به علم او تعلق دارد و وجودش واجب است و الا لازم مى آيد علم او تبديل به جهل شود . و نيز مى توانى چنين بگويى : به دليل اينكه علم خداوند به فعل تعلق مى گيرد مى بايست فعل به صورت جبرى موجود شود . يا علم او تبديل به جهل گردد و چون دومى [ كه علم خداوند تبديل به جهل گردد ] محال است اولى [ جبرى بودن فعل ] ثابت مىشود .