تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
پاسخ از اين سخن با بيان چند امر آشكار مى گردد : اول : علم خداوند تنها متعلق به افعال ما نيست بلكه به افعال و مقدماتش تعلق دارد و الا لازم مى آيد علم خداوند محدود باشد و به صفتى مقابل علم متصف گردد . و اين با اينكه علم از صفات ذاتى است منافات دارد . و چون از مقدمات فعل اختيارى ، اختيار و اراده است ، خداوند [ در حقيقت ] به صدور فعل [ از سوى انسان ] از روى اختيار ، عالم است و اگر قائل به جبر و لزوم صدور فعل [ از سوى انسان ] شويم لازم مى آيد علم او تبديل به جهل شود . زيرا معلوم [ علم خداوند ] اين است كه فعل از روى اختيار صادر شده است و در واقع فعل از روى جبر صادر گشته است . دوم : علم خداوند علت فعل نيست همانگونه كه علم ما به اينكه چنين خواهيم كرد ، علت آن فعل نخواهد بود زيرا حقيقت علم ، كشف واقع آنگونه كه هست ، مى باشد و ربطى به صدور آن فعل ندارد تا علمى براى آن باشد . همچنين اگر علم خداوند ، علت [ فعل ] بود نيازى به اراده نبود ، در حالى كه خداوند فرموده است : « امر او چنين است كه هنگامى كه چيزى را اراده كند به او مى گويد باش پس موجود مى گردد . » « 1 » و در آيات و روايات ديگر اراده ، غير از علم قرار داده شده و دانستى كه تفسير اراده خداوند به علم او از سوى گروهى ، اشتباه است و با روايات و آيات منافات دارد . پس اگر گفته شود : اينكه بسيارى از فلاسفه تصريح كرده اند
هامش
( 1 ) - آيه 82 سوره يس