تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
استدلال اول : كلام لفظى كه از حروف هجائى كه در وجود درج شده ، تشكيل شده است امرى حادث است كه اتصاف خداوند به آن در ازل و غير ازل محال است و الا اتحاد قديم با حادث لازم مى آيد كه محال است زيرا صفات خداوند عين ذات اوست . و چون خداوند در كتابش خود را به اين صفت توصيف نموده و فرموده : ( و خدا با موسى سخن گفت ) « 1 » و همچنين در روايات و دعاها امامان معصوم خداوند را به اين صفت توصيف كرده اند ، پس چاره اى نيست كه سخن از ثبوت كلام نفسى بگوئيم و اينكه خداوند به آن متصف مى باشد و اجزاى آن كلام از نظر وجود مجتمع است . پاسخ از اين استدلال بر بيان مقدمه اى استوار است و آن اينكه : صفات خداوند بر دو قسم است : صفات ذاتى و صفات فعلى و تفاوت ميان اين دو چنين است كه صفات ذاتى خداوند صفاتى است كه ممكن نيست از خداوند نفى شود و محال است خداوند به نقيض آن متصف شود مانند علم و قدرت كه امكان نفى اين دو از خداوند نيست و نمى توانيم او را به ناتوانى و نادانى متصف نمائيم و صفات فعلى كه ممكن است خداوند در زمانى به آن و در زمانى ديگر به نقيض آن متصف شود . مانند آفرينش و روزى بخشى . پس گفته مىشود : خداوند فلان چيز را آفريد و فلان
هامش
( 1 ) - آيه 164 سوره نساء