رازى به اماميه نسبت داده است ، يعنى آنكه خداوند به چيزى اعتقاد داشته باشد سپس برايش آشكار شود كه امر به خلاف آن چيزى است كه اعتقاد دارد . و با اين توضيح ، اينكه گروهى از محققان از جمله سيد داماد و علامه مجلسى « 1 » اين پاسخ شيخ طوسى را غريب و دور از ذهن بر شمرده اند ، پاسخ داده مىشود . به هر حال آيه شريفه ( خداوند هر آنچه بخواهد محو و هر چه بخواهد ثابت مى گرداند و ام الكتاب در نزد اوست ) « 2 » بر بداء در تكوين گواهى مىدهد و معناى اين آيه بر تو خواهد گذشت . و روايات فراوانى نيز بر اين مساله دلالت دارد مانند روايت زراره از امام باقر يا امام صادق ( ع ) كه فرمود : ( خداوند به چيزى چون بداء پرستيده نشد . ) « 3 » و روايت هشام بن سالم و حفص بن بخترى و غير آن دو از امام صادق ( ع ) كه در تفسير آيه ( خداوند هر آنچه بخواهد محو و هر آنچه بخواهد ثابت مى گرداند ) فرمود : ( و آيا جز آنچه ثابت بود را محو مىكند و جز آنچه موجود نبود را ثابت مى نمايد ) « 4 » و روايت عبد الله بن سنان از امام صادق ( ع ) كه فرمود : « خداوند در چيزى
بداء به وجود نياورد مگر آنكه ، پيش از آنكه در آن بداء حاصل كند در علمش موجود
هامش
( 1 ) - به بحار الانوار ج 4 ص 123 مراجعه نما كه علامه سخن فخر رازى را نقل نمود واو را به ناصبى متعصب و معاند متصف كرد و همچنين متن ايراد شيخ طوسى در نقد سخنان او را نقل كرده هر چند از آن خشنود نگشته و از چنين بيانى تعجب كرده است .
( 2 ) - آيه 39 سوره رعد
( 3 ) - اصول كافى ج 1 باب بداء حديث 1 ص 146
( 4 ) - اصول كافى ج 1 باب بداء حديث 2 ص 146