شكم مادرش نگون بخت يا خوشبخت است ؟ اگر خوشبخت است لازم مى آيد كه نگون بخت در شكم مادرش شقى و نگون بخت نباشد ، زيرا او در هنگام نافرمانى اش شقى گشته است يا لازم مى آيد كه
نافرمانى او ناشى از شقاوت نباشد . و اگر نگون بخت است لازم مى آيد كه خوشبخت در شكم مادرش سعادتمند نباشد چون در هنگام اطاعتش سعادتمند گشته است يا لازم مى آيد اطاعتش ناشى از سعادت ذاتى نباشد . اما روايت دوم : با آنچه پيش از اين برگزيده بيگانه است . زيرا مفاد آن چنين است : همانگونه كه معادن طلا و نقره گوناگون است و به نيك و بد تقسيم مىشود مردم نيز با اختلاف غرايز و استعدادها و صفات نفسانى گوناگونند و اين با سلب اختيار ملازمه اى ندارد ، بلكه اختيار در همگان موجود است و هيچ كس بر اطاعت يا سركشى مجبور نيست . اين سخن كجا و اين كه بگوئيم اطاعت و سركشى ناشى از سعادت و شقاوت ذاتى است .
اختلاف مردم در صفات نفسانى
سوم : پنهان نيست كه ما تساوى تمامى افراد در مرجحاتى كه انسان را به برگزيدن بندگى يا عصيان و سركشى فرا مى خواند و عدم دخالت صفات نفسى كه همان سپاهيان عقل و جهل هستند در اين گزينش را ادعا نمى كنيم . زيرا اين سخن مخالف امور آشكار است و آيات شريفه و روايات مستفيض و فراوان آن را رد مىكند . بلكه وجود اختيار در همگان را ادعا مى كنيم و مى گوئيم : انسان مطيع با اختيار