تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خود اطاعت مىكند و انسان گنهكار با اختيار خود با تكليف به مخالفت بر مى خيزد و الا اگر بر آن فعل مجبور بود ، به نسبت آن فعل نه مطيع و نه نافرمان بود و بر آن فعل مستحق پاداش و كيفر نبود . به عبارت ديگر : مى بايست تمامى مكلفان در قدرت بر فعل و ترك فعل با هم مشترك باشند تا تكليف و پاداش و كيفر صحيح باشد . اما بيش از اين به گونه اى كه لازمه اش تساوى همگان در استعداد صفات نفسانى باشد كه به برگزيدن طاعت يا سركشى فرا مى خواند ، لازم نيست و در اختلاف مردم در استعداد و صفات نفسانى مانند اختلاف ايشان در زيبايى و مانند آن محذور و منعى نيست . و آن استعدادها و صفات نفسانى بر دو قسم است ، دسته اى كه اكتسابى و ارادى است و از اطاعت و يا سركشى به دست مى آيد - همانگونه كه در روايات فراوانى وارد شده است كه برخى نيكى ها زمينه ساز نيكى هاى ديگر است و به انسان اين قابليت را مى دهند كه خداوند او را براى انجام امورى كه مورد خشنودى خداوند است ، موفق دارد همانگونه كه برخى گناهان موجب خوارى است و دسته اى از استعدادها و صفات نفسانى كه از امور غير اختيارى به دست مى آيد و در هر حال موجب سلب قدرت انسان نمى شود . و به دليل برخى مناسبت ها كه بر شما پنهان نيست مى بايست در دو مسأله بحث كنيم : مسأله اول : مسأله بداء در تكوين در ميان دانشمندان ما در اعتقاد به بداء اختلافى نيست و آنچه از محقق طوسى در رد فخر رازى بيان شده است كه اماميه اعتقادى به بداء ندارند ، در اين متعين است كه مقصود او بدايى است كه فخر