معناى اول : سخن سيد مرتضى « 1 » در پاسخ سئوالات اهل رى كه مى گويد : مقصود از بداء همان نسخ است و ادعا كرده است كه بداء از معناى لغوى نسخ خارج نيست . و نزديك به اين معنا سخن شيخ طوسى در عده « 2 » است ، جز آنكه شيخ تصريح كرده است اطلاق بداء بر نسخ با نوعى توسع و مجازگويى است . و فيلسوف بزرگ سيد محمد باقر داماد در نبراس الضياء با اين دو در اين معنا همراهى نموده است . « 3 »
معناى دوم : سخن شيخ صدوق در كتاب توحيد كه مى گويد : بداء آنگونه كه مردمان نادان گمان مى كنند بداى از روى پشيمانى نيست اما مى بايست اقرار كنيم كه بداء براى خداوند متصور است و و معناى بداء اين است كه خداوند مىتواند به چيزى از آفريدگانش آغاز كند و او را پيش از هر چيزى بيافريند آنگاه آن شيئى را از ميان ببرد و شروع به آفرينش غير آن نمايد و به او به امر خود فرمان دهد آنگاه از مثل آن باز دارد يا از چيزى نهى كند آنگاه به مانند آنچه نهى كرده است فرمان دهد . « 4 »
هامش
( 1 ) - رسائل مرتضى ج 1 ص 117
( 2 ) - عدهء الاصول شيخ طوسى ج 2 ص 485 ( فصلى در ذكر حقيقت نسخ و بيان شرايط آن و جدايى بين آن و بداء )
( 3 ) - بسيارى از كتاب ( نبراس الضياء فى تحقيق معنى البداء ) سخن او را چنين نقل كرده اند : منزلت بداء از تكوين منزلت نسخ در تشريع است . پس هر آنچه در امر تشريعى و احكام تكليفى نسخ است در امر تكوينى و مكنونات زمانى بداء است . نسخ گويا بداء تشريعى و بداء گويا نسخ تكوينى است و در قضا و به نسبت جناب قدس بدايى نيست . )
( 4 ) - توحيد ص 335 باب 54 بداء