تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
شخص مرجحات الهى را مقدم داشت خداوند متعال به اين كردار [ نيك ] سزاوارتر است و اگر مرجحات نفسانى را مقدم داشت و سپاهيان نادانى پيروز شدند خود انسان به اين كردار [ ناپسند ] سزاوارتر است زيرا جهت الهى مغلوب شده است ، پس امر بين الامرين با اولويت [ كه شرح آن گذشت ] منافاتى ندارد . دوم : در روايات فراوانى وارد شده است كه برخى نيكى ها زمينه ساز نيكى هاى ديگرى است و قابليتى به انسان مى بخشد تا خداوند او را براى امورى كه موجب خشنودى اش مىشود موفق دارد . همانگونه كه برخى گناهان موجب خوارى است . و اين جمله ناظر بر اين مطلب است و حاصل مفاد آن چنين است كه اگر انسان اطاعت كند خداوند به آن پيروى سزاوارتر است . چون او انسان را بر اين بندگى موفق داشته و اگر انسان نافرمانى كند ، خود به آن نافرمانى سزاوارتر است . چون در اين كار از هواى نفس و شهواتش پيروى كرده است . سوم : منشأ اولويت اين است كه خداوند نعمت وجود و قدرت و احساس و غير آن را بخشيده و به استفاده از آن در محلش فرمان داده است . پس اگر انسان چنين كند به وظيفه خود عمل كرده و با اين همه خداوند سرپرست نيكى است كه انسان را بدان توانايى بخشيده و اگر انسان چنين نكند و نعمت خداوند را در غير محلش استفاده نمايد ، اين كار را با اختيار نادرست خود انجام داده است . و اين سخن نيكويى است و ذيل اين جمله در برخى روايات كه مى فرمايد : ( گناهان را به نيروى من كه در تو قرار دادم مرتكب شدى ) آن را تائيد مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) - كافى ج 1 ص 157 باب جبر و قدر و امر بين الامرين ح 3 / بحار ج 5 ص 15 باب نفى ظلم و ستم از خداوند ح 20 و غير آن