خبر داد روايت مىكند ، هنگامى كه از امام على از توانايى كه انسان به وسيله آن بر مى خيزد و مى نشيند و كارى را انجام مىدهد و آن كار را رها مى نمايد ، پرسيد ، امير مومنان فرمود : از تو از اين توانايى مى پرسم آيا آن را بدون كمك خداوند مالك هستى يا به همراه خدا مالك آن مى باشد ؟ عبايه ساكت شد . امير مومنان فرمود : اى عبايه سخن بگو . عرضه داشت : چه بگويم . امام فرمود :
اگر بگويى بدون خدا مالك آن هستى تو را مى كشم و اگر بگويى آن را به همراه خداوند مالكى [ باز هم ] تو را مى كشم . عبايه عرضه داشت : پس چه بگويم ؟ امام فرمود : بگو آن توانايى را به وسيله خداوندى كه آن قدرت را بدون نياز تو مالك است ، مالك گشته اى . پس اگر آن توانايى را به مالكيت تو درآورد از بخشش اوست و اگر آن را از تو بگيرد امتحان و آزمايش اوست و او مالك چيزى است كه به ملكيت تو درآورده و بر آنچه تو را توانا ساخته ، توانا است . آيا نشنيده اى كه مردم توانايى و نيرو را مى طلبند در هنگامى كه مى گويند : هيچ نيرو و توانايى جز بوسيله خداوند ممكن نيست . عبايه عرضه داشت : اى امير مومنان تفسير اين سخن چيست ؟ امام فرمود : هيچ نيرويى براى جلوگيرى از گناهان جز با عصمتى از ناحيه خداوند و هيچ توانايى بر بندگى خداوند جز با كمك او نيست . آنگاه امام هادى ( ع ) روايت ديگرى از پدرانش نقل مىكند و شروع در بيان اين منزلت و جايگاه در ميان دو جايگاه [ جبر و تفويض ] و اثبات آن اقامه دليل بر آن مىكند و آن را از خورشيد آشكارتر مى نمايد . علاوه براينكه هر يك از امامان كه خود مصداق علم و حكمت خداوند هستند ، سخنان كاملى در اين موضوع و بياناتى آشكار كننده براى اين منزلت دارند و پرده اى بر روى اين حقيقت باقى نگذارده اند .
جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١١٤