و سفارش پيامبر شما اين گونه نبود و عدالتى بزرگتر از اين نمونه نيست / آيا پس از اين گفتارى براى سخنگو مىماند ، آگاه باشيد كه خداوند امان دادنها و بهانهها را ناپسند شمرد .
راوى گويد : وقتى سخنوران [ سخن خود ] را تمام كردند و مردم پاسخ مثبت دادند ، ابو موسى به پا خواست و براى مردم سخنرانى كرده آنان را به فرو نهادن سلاح و خوددارى از نبرد فرمان داده ، و گفت : و اينك ، همانا خداوند خونهاى ما و دارايىهاى ما را بر ما حرام كرد ، و فرمود :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اموال همديگر را به ناروا مخوريد - مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر از شما [ انجام گرفته ] باشد - و خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است » [ نساء ( 4 ) : آيهء 29 ] و فرمود : « و هركس عمدا مؤمنى را بكشد ، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود » [ نساء ( 4 ) : آيهء 93 ] اى كوفيان . . .
[ 1361 - امام صادق عليه السّلام فرمودند : از آواز دورى كنيد ]
[ 1518 ] 3 - عبد اللّه بن ابى بكر گويد : به پا خواستم تا وضو بسازم ، صداى دخترى را از همسايهء خود شنيدم كه آواز مىخواند و مىنواخت ، پس مدّتى گوش دادم ، گفت : سپس [ از اين حالت ] برون آمدم . وقتى شب شد بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم هنگامى كه به من رو كرد ، فرمود : از آواز دورى كنيد ، از آواز دورى كنيد ، از آواز دورى كنيد از گفتار باطل اجتناب كنيد ، راوى گويد : و همچنان مىفرمود : از آواز دورى كنيد ، از آواز دورى كنيد . راوى گويد :
نشستگاه بر من تنگ شد و دانستم كه مقصود حضرت من هستم . وقتى كه بيرون رفت به همدم خود معتب گفت : به خدا سوگند مقصودش غير من نبود .
[ 1362 - امام صادق عليه السّلام فرمودند : به خريدن كنيز از شخص آفريقايى ]
[ 1519 ] 4 - هشام بن أحمر گويد : در يك روز بسيار گرم امام صادق عليه السّلام شخصى را به نزد من فرستاد و به من فرمود : به نزد فلان شخص آفريقايى برو و كنيزى را كه نزد او بوده و حالش فلان و به همان و ويژگيش فلان و به همان است ، خواستار شو پس به نزد آن مرد رفتم و آنچه را كه نزد او بود بررسى كردم