هان هركس را كه نزد محمد صلّى اللّه عليه و إله امانتى بوده است بيايد و باز ستاند . و پيامبر فرمودند : اى على از اكنون تا هنگامى كه به نزد من مىآيى آنان به تو زيانى نخواهند رساند پس امانتها را آشكارا در جلوى ديدگان مردمان ادا كن و من فاطمه دخترم را به تو مىسپارم و هر دوى شما را به خدا مىسپارم . و آنگاه فرمان داد كه براى خودش و فاطمهها و براى هركسى از بنى هاشم كه تصميم به هجرت دارد ماده شترانى بخرد .
ابو عبيده گفته كه من به عبيد اللّه - يعنى ابن ابو رافع - گفتم : مگر رسول خدا اينقدر مال داشت كه اينچنين خرج كند ؟ او گفت : من نيز آنچه را پرسيدى از پدرم كه اين حديث را مىگفت پرسيدم و او گفت : گمان مىكنى كه اموال خديجه عليها السّلام در كجا خرج مىشد . او گفت كه رسول خدا فرموده است : هرگز هيچ مالى همچون اموال خديجه عليها السّلام برايم سودمند نبوده است .
رسول خدا از مال او بدهكار و اسير را آزاد مىكرد و هزينهء ناتوانان را به دوش مىگرفت و در گرفتارىشان خرج مىكرد و از فقيران اصحابش هنگامى كه در مكه بودند ، حمايت مىكرد و هزينهء كوچ كسانى را كه مىخواستند هجرت كنند به عهده مىگرفت . چون هرگاه كاروان قريش در زمستان و تابستان به راه مىافتاد . بخشى از كاروان از آن خديجه بود و او مالدارترين قريشيان بود و رسول خدا در زندگانى خديجه هرچه مىخواست خرج مىكرد .
سپس كه او درگذشت حضرت و فرزندان او آن اموال را به ارث بردند . و رسول خدا در ادامهء سفارشى كه به على مىكرد ، فرمود : هنگامى كه آنچه را به تو فرمان دادم انجام دادى براى كوچ به سوى خدا و رسولش آماده باش و با رسيدن نامهام سفر كن و ديگر نمان . آنگاه آهنگ مدينه كرد و اقامتشان در آن غار سه روز شد و خوابيدن على عليه السّلام بر بستر ايشان در نخستين شب بود . عبيد اللّه بن ابو رافع گفته است : و على بن ابى طالب عليه السّلام شعرى سرودهاند كه در آن خواب بر بستر و ماندن سه روزهء رسول خدا در آن غار را بيان كرده است .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: صادق حسن زاده
ص١٨٧