از پيش روى و از پشت سر و از راست و چپشان درمىآيم و [ چنان آنان را مىفريبم كه ] بسيارى از آنان را سپاسگزار نيابى » .
و خداوند در آياتى ديگر مىفرمايد :
« وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ . يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ؛
« 1 » گفت : خداوندا ، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت ده . خداوند فرمود : تو از مهلتيافتگانى .
تا روزى كه هنگامى معلوم است ( روز رستاخيز ) » .
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا »
« 2 » .
در مجمع البيان آمده است كه ابن عباس مىگويد : فرشتگان همواره با جنّيان در پيكار بودند و در يكى از نبردها ، ابليس كه كودكى خردسال بود به دست فرشتگان به اسارت درآمد و همراه فرشتگان بود تا اينكه از سجده بر آدم سرپيچى نمود « 3 » . طاوس و مجاهد روايت نمودهاند كه ابليس پيش از انجام گناه ، در زمين مىزيست و در شمار فرشتگان بود و « عزازيل » نام داشت و فرشتگانى كه در زمين مىزيستند جنّ نام داشتند . ابليس از همهء فرشتگان در روى زمين داناتر و پرتلاشتر بود ؛ ولى آن هنگام كه به نافرمانى خداوند پرداخت خداوند او را لعن نمود و او را ابليس ( نااميد از رحمت خدا ) ناميد و در مقام شيطان قرار داد و او در علم الهى در شمار كافران قرار گرفت . « 4 » ابن عبّاس گويد : نخستين كسى كه قياس كرد ابليس بود ؛ پس هركه بنا بر رأى خويش قياس كند خداوند او را با ابليس همنشين مىگرداند . و معناى آيهء
« فَأَنْظِرْنِي
هامش
( 1 ) . سوره فجر / 36 و 37 و 38 .
( 2 ) . سوره كهف / 50 .
( 3 ) . مجمع البيان ج 1 ص 191 .
( 4 ) . همان منبع .