انجام بسيارى از كارهاى ضرورى خويش به مشقّت دچار شود . ] و اين با حكمت خداوند در آفرينش انسان سازگار نيست .
دربارهء اشكال نخست دو پاسخ دادهاند : نخست آنكه خورشيد گرماى غير منعكس نيز دارد و چون آدم قامتى بسيار بلندى داشت و از طبقهء مركزى خورشيد نيز فراتر مىرفت گرماى سوزان خورشيد او را مىآزرد ؛ در اينباره « ابن عناق » حكايت كرده است كه آدم از قرص كروى خورشيد براى سرخ كردن غذا بهره مىجست .
پاسخ دوم آن است كه بلندى قامت آدم سبب شده بود كه نتواند در سايهء درختان و كوهها و بناهاى ديگر بنشيند و از آنها استفاده كند و پيوسته در شعاع نور خورشيد به سر مىبرد و از اين حرارت سوزان رنج مىبرد .
دربارهء دوّمين اشكال نيز پاسخهايى گفته شده است امّا بسيارى از آنها با تكلّف همراه است و با متن حديث همخوانى ندارد . به همين جهت از ذكر بسيارى از آنها خوددارى نموده و تنها برخى از پاسخها را بازگو مىكنيم .
پاسخ اول : تناسب اندام در انسان تنها آن چيزى نيست كه اينك ميان انسانها است ؛ زيرا خداوند توان آن را دارد كه انسان را به شكلهاى گوناگون بيافريند و هريك در وضعيت خود داراى تناسب باشد از سويى نيز مىتوان همان قامت بلند آدم را تصور كرد كه بازوانش از انحناى زيادى برخوردار باشد و مفاصل متعددى داشته باشد كه هماهنگى در حركتهاى اندام بدن آدم ايجاد شود . پاسخ دوم : شيخ بهايى بر اين باور است كه در اين روايت ، مقصود از آدم كه ضمير نيز به آن باز مىگردد فرزندان آدم هستند و اين توجيه بر اساس صنعت استخدام در علم بديع است . امّا شيخ بهايى اين توجيه را دربارهء حواء همراه با تكلّف بيان مىكند . پاسخ سوم : علامهء مجلسى رحمه اللّه فرموده اند كه ذراع در قامت آدم و حواء براساس مجاز است و مقصود همان ذراع در انسانهاى معمولى است و توجيه ديگر آن است كه بگوييم قرينه ايجاب مىكند كه مرجع هردو ضمير در روايت جنس مرد و زن است نه خود آدم و حواء .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٦٦