پاسخ چهارم : حرف « باء » كه در روايت بر سر ذراع آمده است به معناى ملابسه و همگونى است و به همان اندازه كه از قامت آدم كاسته مىشد از بلندى ذراعش نيز كاسته مىشد و ويژگى ذراع آن است كه همانند ديگر عضوها ، طولش بسيار نمىگردد . شايد نيز هفتاد ذراع ، مقياس در زمان راوى حديث باشد .
به نظر نگارنده نظر نخست قابلقبولتر از ديگر پاسخها است ؛ زيرا تناسب آفرينش در هرروزگارى متفاوت است و در داستان موسى عليه السّلام نيز آمده است آن حضرت دوازده تن از نقباء خويش را به سوى « عمالقه » فرستاد تا دربارهء جنگ با آنان اطلاعات كسب كنند . عمالقه انسانهايى بسيار بلندقامت بودند .
يكى از عمالقه ، يكى از نقيبان را اسير نمود و نزد پادشاه سرزمينشان برد و گفت : اى پادشاه ! اگر اجازه دهى فرستادگان موسى را زير پايم از ميان ببرم .
پادشاه گفت : آنها را رها كنيد تا هرآنچه را كه ديدهاند براى موسى بازگويند .
نقيبان مقدارى توشه براى بازگشت خويش طلب كردند . عمالقه يك انار به آنان دادند كه به قدرى بزرگ بود كه آن را بر پشت گاوى حمل مىكردند .
نيمى از انار بىدانه بود و نيم ديگر دانه داشت كه پس از خوردن دانههاى انار نيمهء خالى را روى آن مىگذاشتند و شبها درون نيمهء خالى انار مىخوابيدند و در گرماى روز از سايهء آن بهره مىبردند . عمالقه در روزگار موسى مىزيستند ولى هيچ تشابهى با قوم موسى نداشتند همچنين براساس روايات ، حور العين و غلامان بهشتى هيچ تناسبى با اندام انسانها ندارند .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٦٧